ارائه کننده خدمات حسابداری و آموزش حسابدری -مشاوره مالی -تنظیم دفاتر قانونی و اظهارنامه مالیاتی
تقسيم سود بر اساس تخصيص بهره سرمايه و تقسيم باقيمانده به نسبت ثابت در مواردى ممكن است شركاء‌توافق نمايند كه به مانده حساب سرمايه (مانده اول دوره يا آخر دوره يا متوسط آن، هر كدام مورد توافق باشد) مبلغى به عنوان بهره پرداخت گردد. «احتساب بهره نسبت به سرمايه بدين دليل است كه معلوم شود سود حاصل از بكارانداختن سرمايه در شركت با توجه به خطرات آن تا چه حد يا سودى كه ممكن بود از بكارگيرى سرمايه در ساير رشته ها و زمينه ها عايد گردد بيشتر يا كمتر است.» چنانچه تعلق بهره به مانده حساب سرمايه، در شركتنامه تصريح شده باشد، مبلغ بهره صرفنظر از وجود سود و زيان واحد تجارى، بايد به حساب شركاء منظور گردد. تقسيم سود بر اساس ساير مبانى در اكثر موارد براى تقسيم سود در شركتهاى تضامنى ممكن است تركيبى از چند مبنا، در شركتنامه پيش بينى شده باشد. مثال مانده ابتداى دوره سرمايه آقاى الف و ب به ترتيب 500000 ريال و 300000 ريال و سود سالجارى اين شركت بالغ بر 240000 ريال مى باشد. شركتنامه شركت در رابطه با تقسيم سود و زيان نكات اساسى زير را بيان مى دارد: 1- بهره اى معادل 5% به مانده ابتداى دوره سرمايه تعلق مى گيرد. 2- حقوق ساليانه اى معادل 70000 ريال براى آقاى الف و 50000 ريال براى آقاى ب منظور گردد. 3- پاداشى به آقاى ب معادل 20% سود شركت بعد از كسر پاداش تخصيص يابد. 4- باقيمانده سود به نسبت 25% و 75% درصد به ترتيب بين آقايان الف و ب تقسيم گردد. شركت تضامنى الف و شركا صورت تقسيم سود (زيان) براى سال مالى منتهى به ... شرح سهم آقاى الف سهم آقاى ب سود و زيان قابل تقسيم سود و زيان قابل تقسيم سهم حقوق شركا مانده سهم بهره سرمايه به نرخ 5% مانده سهم پاداش شركاء مانده تقسيم باقيمانده سود به نسبتهاى 25%‌ و 75% سهم نهايى 70000 25000 - 10000 105000 50000 15000 40000 30000 135000 240000 (120000) 120000 (40000) 80000 (40000) 40000 (40000) -0- نحوه محاسبه پاداش همانگونه كه مى دانيم در سوال پاداش آقاى الف معادل 20 درصد سود شركت بعد از كسر پاداش خواهد بود،‌ از اينرو مى بايست سود شركت را تعديل نماييم. اگر سود شركت بعد از كسر پاداش را x فرض كنيم، پاداش آقاى الف 20 %‌ از x خواهد بود پس هم اكنون مى توانيم فرمول زير را تعريف كنيم: سود بعد از كسر پاداش = 20% سود بعد از كسر پاداش – سود شركت قبل از كسر پاداش بنابر اين خواهيم داشت: x = x 20% - 240000 x 20% + x = 240000 x120 % = 240000 x = 40000 → 120% ÷ 240000 = x ثبت تقسيم سود و زيان فوق در دفتر روزنامه به شرح زير است: تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار خلاصه حساب سود وزيان حساب تقسيم سود بابت انتقال سود به حساب تقسيم سود حساب تقسيم سود حساب جارى‌ الف حساب جارى ب بابت تقسيم سود سالجارى 240000 240000 240000 105000 135000 حال فرض مى شود كه شركت در سالجارى خود به جاى تحصيل سود، زيان كسب نمايد: آقايان الف و ب شركاى يك شركت تضامنى توافق نموده اند كه سالانه مبلغ 90000 ريال به عنوان حق الزحمه به آقاى الف پرداخت نموده و باقيمانده را به نسبت 25% و 75% به ترتيب بين خود تقسيم نمايند. اما شركت مذكور در سالجارى متحمل زيانى به مبلغ 110000 ريال گرديده، با توجه به اين حالت مطلوبست تقسيم سود و زيان شركت تضامنى. شركت تضامنى الف و شركا صورت تقسيم سود (زيان) براى سال مالى منتهى به ... شرح سهم آقاى الف سهم آقاى ب سود و زيان قابل تقسيم سود و زيان قابل تقسيم سهم حقوق شركا مانده تقسيم باقيمانده سود به نسبتهاى 25%‌ و 75% سهم نهايى 90000 (50000) 40000 - (150000) (150000) (110000) (90000) (200000) 200000 -0- نكته: در صورت وجود زيان نيز حق الزحمه شركا به عنوان اقلام كاهنده سود و طلب شريك از شركت ثبت خواهد شد. تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار حساب تقسيم سود و زيان خلاصه حساب سود وزيان بابت انتقال زيان به حساب تقسيم سود و زيان حساب جارى ب حساب تقسيم سود و زيان حساب جارى‌ الف بابت تقسيم زيان سالجارى 110000 150000 110000 110000 40000 + نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 22:32 توسط منصور | شرکتهای تضامنی 2(ادامه مطالب) سرمايه گذارى شركاء سرمايه گذارى شركاء مى تواند به صورت نقدى و يا غير نقدى باشد، چنانچه تمام يا بخشى از آورده يا سهم الشركه هر يك از شركاء‌ به صورت غير نقدى باشد اين داراييها بايد با موافقت كليه شركاء ارزيابى گردند. ارزيابى داراييهاى غير نقدى و انتقال آن به شركت بدين علت بايد صورت گيرد كه اولا شخصيت شركاء مستقل از شخصيت حقوقى شركت مى باشد و ثانيا اين دارايى ها بايد بر اساس اصل بهاى تمام شده به ارزش منصفانه بازار در دفاتر شركت ثبت گردند. مثال 1 فرض كنيد آقاى احمد پور و آقاى يادگار توافق نمودند كه با آورده هاى زير شركت تضامنى يادگار و شريك را تشكيل دهند. آورده هاى نقدى و غير نقدى كه مورد توافق شركاء قرار گرفته اند به شرح زير مى باشند: احمد پور يادگار جمع وجه نقد 100000 ----- 100000 زمين 300000 500000 800000 ساختمان 200000 300000 500000 جمع 600000 800000 1400000 ثبت رويدادهاى مالى تاسيس شركت تضامنى يادگار و شريك در دفتر روزنامه شركت مذكور به شرح زير مى باشد: تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار حساب صندوق حساب زمين حساب ساختمان حساب سرمايه احمد پور حساب سرمايه يادگار ثبت سرمايه گذارى نقدى و غير نقدى يادگار و احمدپور 100000 800000 500000 600000 800000 *نكته: در اين مثال بهاى داراييها يا آورده هاى غير نقدى تجديد ارزيابى نشده زيرا بهاى مذكور مورد توافق شركاء قرار گرفته است. مثال 2 ايرج و پرويز كه هر كدام صاحب يك فروشگاه لوازم يدكى مى باشند، براى گسترش فعاليتهاى خود تصميم گرفتند در تاريخ 10/1/ 3 x13 با ادغام فروشگاه هاى خود، شركت تضامنى پرويز و شريك را تاسيس نمايند. ترازنامه هر يك از فروشگاه ها قبل از ادغام به شرح زير مى باشد: فروشگاه پرويز ترازنامه به تاريخ 10/1/ 3 x13 نقد 500000 موجودى كالا 700000 حسابهاى دريافتنى 200000 جمع داراييها 1400000 حسابهاى پرداختنى 300000 سرمايه پرويز 1100000 جمع بدهى و سرمايه 1400000 فروشگاه ايرج ترازنامه به تاريخ10/1/ 3 x13 نقد 400000 حسابهاى دريافتنى 100000 ساختمان (خالص) 500000 جمع داراييها 1000000 حسابهاى پرداختنى 200000 سرمايه 800000 جمع بدهى و سرمايه 1000000 در مورد داراييها و بدهيهاى دو فروشگاه توافقهاى به شرح زير به عمل آمد: 1- ارزش موجودى كالاى فروشگاه پرويز 900000 ريال مورد توافق قرار گرفت. 2- حسابهاى دريافتنى فروشگاه پرويز 150000 ريال مورد توافق قرار گرفت. 3- ساختمان فروشگاه ايرج 700000 ريال ارزيابى گرديد و بقيه داراييها و بدهيها عينا مورد توافق قرار گرفت. ثبت اين رويداد در دفتر روزنامه شركت تضامنى پرويز و شريك به شرح زير مى باشد: تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار 10/1/3 x13 حسابهاى دريافتنى موجودى كالا صندوق حسابهاى پرداختنى سرمايه پرويز ثبت بابت سرمايه گذارى پرويز حساب صندوق حساب ساختمان حسابهاى دريافتنى حسابهاى پرداختنى سرمايه ايرج ثبت بابت سرمايه گذارى ايرج 150000 900000 500000 400000 700000 100000 300000 1250000 200000 1000000 سرمايه گذارى مجدد چنانچه شركاء در طى فعاليت شركت، به هر دليل اقدام به سرمايه گذارى مجدد نمايند، حساب سرمايه هر يك از آنها معادل دارايى سرمايه گذارى شده بستانكار و حساب دارايى مربوطه بدهكار مى گردد. انواع حسابها در شركتهاى تضامنى شركت تضامنى علاوه بر حساب سرمايه شركاء داراى حسابهاى ديگرى نيز مى باشد. علت وجودى اين حسابها، منع قانونى تغييرات ادوارى در حساب سرمايه شركاء است. براى اين منظور معمولا عمليات جارى شركت تضامنى در حسابهاى زير منعكس مى شوند: 1- حساب سرمايه شركاء 2- حساب جارى شركاء 3- حساب برداشت شركاء 4- حساب وام شركاء حساب جارى شركاء وقتى تغييرات سرمايه شركاء منع قانونى داشته باشد، جهت انجام برخى از مبادلات مالى فيمابين شركاء و شركت، براى هر كدام از شركاء حساب جارى جداگانه اى نگهدارى مى شود. برداشت و سهم زيان هر يك از شركاء در قسمت بدهكار حساب جارى وى و سهم بهره سرمايه (در صورتى كه در شركتنامه پيش بينى شده باشد)، سهم سود، حقوق و كميسيون هر يك از شركاء در بستانكار حساب جارى او ثبت مى شود. اين حساب از نوع حسابهاى دائمى بوده و مانده آن از سالى به سال ديگر منتقل و محل نمايش آن در ترازنامه، بين بدهيها و سرمايه شركاء مى باشد. حساب برداشت شركاء حساب برداشت حسابى است كه به نام هر يك از شركاء در دفاتر افتتاح و برداشت شخصى (نقدى يا غير نقدى) هر شريك در طى دوره مالى در بدهكار اين حساب ثبت مى شود. اين حساب يك حساب موقت بوده و در پايان دوره مالى، مانده آن به حساب شريك منتقل مى شود. ميزان حداكثر برداشت هر شريك در شركتنامه قابل پيش بينى مى باشد. چون برداشت شخصى هر شريك به منزله ى دريافت وام از شركت است، لذا ممكن است نسبت برداشت شركاء بهره اى در شركتنامه در نظر گرفته شود. حساب وام شركاء گاهى اوقات ممكن است شركت تضامنى به وجوه نقد احتياج داشته باشد و اين وجوه از طريق يكى از شركاء تامين گردد و شريك مزبور به دلايلى تمايل به افزايش سرمايه خود نداشته باشد. لذا شريك وام را در اختيار شركت قرار داده و هر ساله از اين بابت مبلغى به عنوان بهره از شركت دريافت مى دارد. مبلغى كه به عنوان وام از طرف شريك به شركت واگذار مى شود در حساب جداگانه اى به نام «حساب وام» همان شريك ثبت مى شود، اين حساب يكى از حسابهاى پرداختنى شركت مى باشد. بهره اى كه به وام تعلق مى گيرد، در حساب وام شريك ثبت نمى شود بلكه در حساب جداگانه و يا به حساب جارى آن شريك منظور مى گردد. در مواردى نيز ممكن است شركت از وضع نقدينگى خوبى برخوردار باشد و شركاء نياز به وام داشته باشند، در اين حالت، وام دريافتى توسط هر شريك، در بدهكار حساب وام آن شريك ثبت مى شود. در اين صورت مانده بدهكار حساب وام، مانند مانده بدهكار حساب ساير بدهكاران در ترازنامه منعكس مى گردد. طلب شركت از شركاء به عنوان دارايى، و بدهى شركت به شركاء به عنوان بدهى در ترازنامه شركت گزارش مى شود. + نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 22:19 توسط منصور | شرکتهای تضامنی فصل سوم (اصول 2) شركتهاى تضامنى ماده 20 قانون تجارت شركتهاى تجارى را به 7 نوع تقسيم نموده است: 1- شركت سهامى (اعم از عام و خاص) 2- شركت با مسوليت محدود 3- شركت تضامنى 4- شركت مختلط غير سهامى 5- شركت مختلط سهامى 6- شركت نسبى 7- شركت تعاونى توليد و مصرف «شركت تضامنى شركتى است كه تحت اسم مخصوص، براى امور تجارتى بين دو يا چند نفر با مسوليت تضامنى تشكيل مى شود. اگر دارايى شركت براى تاديه تمام قروض كافى نباشد، هر يك از شركاء مسؤول پرداخت تمام قروض شركت است». بسيارى از فعاليتهاى بازرگانى، توليدى و خدماتى كه در جامعه رسما به صورت يكى از اشكال هفتگانه حقوقى قانون تجارت به ثبت نرسيده اند از نظر دادگاه ها و قوانين جارى مملكتى فعاليتى تضامنى محسوب مى گردد و مسؤوليت و ضمانت شركاءى آن در قبال اشخاص ثالث نامحدود است. خصوصيات شركتهاى تضامنى الف: انتخاب آزادانه شركاء ب: عمر محدود از آنجايى كه شركت تضامنى بر اساس يك قرارداد (شركتنامه) تشكيل مى گردد، عمر آن محدود مى باشد. اگر قرارداد براى مدت محدودى تنظيم شده باشد، عمر شركت در پايان اين مدت به سر مى رسد. چنانچه در قرارداد محدوديتى براى عمر شركت ذكر نگرديده باشد، عمر شركت پس از انجام عملياتى كه شركت براى آن تشكيل گرديده، خاتمه مى پذيرد. همچنين اگر هيچ يك از اين حالات متصور نباشد عمر شركت مى تواند به درخواست هر يك از شركاء به پايان رسيده و منحل شود. ج: مسؤوليت نامحدود مسؤوليت شركاءى شركتهاى تضامنى به سرمايه آنها محدود نبوده، بلكه چنانچه دارايى شركت براى تاديه تمام قروض كافى نباشد، هر يك از شركاء مسؤول پرداخت تمام قروض خواهد بود. د: مديريت مديريت شركتهاى تضامنى و كنترل آن در اختيار مالكين شركت مى باشد و هرگونه تصميم گيرى با رضايت كليه شركاء صورت مى گيرد. ﻫ: سهولت تشكيل شركتنامه پايه و اساس شركت تضامنى بر مبناى قراردادى است كه بايد با رعايت قانون تجارت تهيه و تنظيم شده و مورد توافق كليه شركاء باشد، اين قرارداد را شركتنامه گويند. شركتنامه حاكى از روابط مالى بين شركاء، نحوه تقسيم سود و زيان، ورود و خروج شريك يا شركاء، انحلال شركت، اختيارات و وظايف، تعهدات و امتيازات، ميزان برداشت هر يك از شركاء و ... مى باشد. شركاء شركاء در شركتهاى تضامنى كسانى هستند كه شركتنامه را قبل از تشكيل شركت امضا كرده يا بعد از ايجاد آن طبق ماده 12 قانون تجارت وارد شركت شده باشند. به موجب قانون و بر حسب اقتضاء شركت، حداقل شركاء دو نفر بوده ولى حداكثرى براى آن در نظر گرفته نشده است. تشكيل شركت تضامنى تشكيل اوليه شركت تضامنى بر اساس توافق دو يا چند نفر براى انجام امور تجارى مشترك و سرمايه گذارى براى تحصيل سود مى باشد. بعد از توافق شركاء ابتدا يك حساب جارى به نام شركت در شرف تاسيس افتتاح و سرمايه نقدى به آن حساب واريز و آن قسمت از سرمايه كه به صورت غير نقدى به شركت آورده مى شود بر مبناى ارزش بازار (ارزش متعارف) دارايى در زمان انتقال و با رضايت كليه شركاء ارزيابى و در اختيار شركت قرار مى گيرد. بعد از واريز وجوه نقد و ارزيابى داراييهاى غير نقدى به ارزش متعارف، شركاء از بين خود، مدير يا مديرانى انتخاب، و به همراه شركتنامه و ساير مدراك لازم براى تاسيس به اداره ثبت شركتها مراجعه و پس از طى مراحل قانونى، شركت رسما تحت شماره معين و نام مخصوص به ثبت مى رسد. حسابدارى شركتهاى تضامنى در شركتهاى تضامنى براى هر يك از شركاء يك حساب سرمايه درد فتر كل افتتاح مى شود كه نشان دهنده ميزان سهم الشركه هر شريك بوده و مانده آن نماينده حق مالكيت آن شريك در شركت تضامنى مى باشد. چون هر نوع تغيير در سرمايه شركت بايد در شركتنامه منعكس و در اداره ثبت شركتها به ثبت برسد، لذا هر شريك داراى حساب جارى و حساب برداشت مخصوص به خود بوده و برداشتهاى وى به بدهكار حساب برداشت مخصوص او منظور و در پايان سال مانده بدهكار آن به حساب جارى شريك منتقل مى شود. سهم سود و زيان هر شريك نيز به حساب جارى وى منتقل مى گردد. مانده بستانكار حساب جارى هر شريك نشان دهنده طلب شريك از شركت و مانده بدهكار آن مبين بدهى شريك به شركت مى باشد. + نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 21:32 توسط منصور | ادامه فصل دوم (صورت مغایرات بانکی) صورت مغايرات بانكى عمليات حساب بانكى در دفاتر دارنده حساب، عكس وضعيت اين حساب در دفاتر بانك مى باشد. بدين معنى كه اقلام مندرج در ستون بدهكار حساب بانك در دفاتر دارنده حساب بايد عينا با اقلام مندرج در ستون بستانكار اين حساب در دفاتر بانك مطابقت داشته باشد. بدين ترتيب انتظار مى رود كه مانده دو حساب مذكور همواره برابر باشد. اما به دلايلى به شرح زير ممكن است مانده اين دو حساب در يك تاريخ معين با يكديگر مطابقت نداشته باشند. اين عدم تطابق مى تواند به دلايل زير باشد: الف- تاخير در ثبت يك يا چند مبادله توسط دارنده حساب يا بانك ب- اشتباه در ثبت يك يا چند مبادله توسط هر يك از طرفين(بانك يا دارنده حساب) براى تعيين دلايل مغايرت بين حساب بانك در دفاتر دارنده حساب و حساب مذكور در دفاتر بانك و اصلاح اشتباهات احتمالى هر يك از دو طرف، لازم است مدارك دارنده حساب با صورتحساب بانك مطابقت داده شده و اختلافات فى مابين مشخص گردد. پس از تطبيق و تعيين موارد اختلاف، نتايج حاصله و نحوه عمل در مورد آنها، در يك صورتحساب تحت عنوان صورت «مغايرات بانكى» تنظيم مى گردد. اختلاف فى مابين را مى توان به دو دسته تقسيم نمود: 1- عملياتى كه در دفاتر واحد تجارى انجام گرفته ولى هنوز در دفاتر بانك ثبت نشده است. موارد زير از جمله اين عمليات هستند: الف- چكهاى معوق: به چكهايى اطلاق مى شود كه دارنده حساب صادر كرده و به اشخاص ذينفع تسليم داشته و در دفاتر خود ثبت مربوط به صدور آنها را انجام داده است ولى دارندگان اين چكها هنوز به بانك مراجعه نكرده اند و لذا در دفاتر بانك هيچ ثبتى از اين بابت صورت نگرفته است. ب- دريافت وجه چكها، بروات و سفته هاى دريافتى موسسه توسط بانك. هر واحد تجارى مى تواند چكها، سفته ها و بروات دريافتنى خود را از طريق سيستم بانكى وصول نمايد. برخى از اين واحدها ممكن است به مجرد سپردن اينگونه اسناد جهت وصول، با بدهكار نمودن حساب بانك ثبت حسابدارى مربوط را انجام دهند ولى بانك تا تاريخ وصول قطعى آنها، از واريز وجه به حساب جارى واحد تجارى خوددارى مى نمايد و از طرف ديگر وصول اين اسناد ممكن چند روزى به طول انجامد. ج- وجوه در راه (وجوه بين راهى): هنگامى كه مبالغى به منظور واريز به حساب جارى بانك ارسال مى گردد، اين مبالغ به محض ارسال در دفاتر واحد تجارى ثبت مى شود ولى ممكن است اين رويداد بلافاصله در دفاتر بانك به ثبت نرسد. مثلا وجوهى كه عصر آخرين روز ماه به بانك توديع مى شود، در همان روز در دفاتر شركت ثبت مى گردد در صورتى كه در دفاتر بانك به تاريخ روز بعد (اولين روز ماه بعد) ثبت مى شود. د- چكهاى لاوصول: گاهى اوقات موسسات (واحدهاى تجارى) چكهاى خود را نزد بانكى كه داراى حساب جارى نزد آن بانك مى باشند مى سپارند تا وجه آن پس از وصول به حساب جارى آنها منظور گردد. واحد تجارى هنگام تحويل چك به بانك، معادل وجه چك، حساب بانك را در دفاتر خود بدهكار مى نمايد. چنانچه چك مذكور لاوصول (بى محل) تشخيص داده شود، مراتب توسط بانك به دارنده حساب اطلاع داده مى شود تا حساب بانك را دفاتر خود معادل مبلغ چك بستانكار نمايد. ﻫ - اشتباهات: در جريان ثبت عمليات مربوط به حساب بانك در دفتر موسسه ممكن است اشتباهات گوناگونى رخ دهد. اين اشتباهات مى تواند در ثبت بدهكار و بستانكار حساب بانك، اشتباه در جابجايى ثبت ارقام (مثلا ثبت مبلغ 25000 ريال در دفاتر واحد تجارى به مبلغ 52000 ريال) و نيز مبالغ مربوط به واريزها و برداشتهاى يك حساب جارى كه در دفاتر به حساب جارى ديگر منظور شده باشد. 2- عملياتى كه در دفاتر بانك انجام شده و ثبت مربوطه نيز صورت گرفته ولى هنوز در دفاتر واحد تجارى انعكاس نيافته است. از جمله اين عمليات مى توان به موارد زير اشاره كرد: الف- برداشتهايى كه بانك انجام مى دهد: برداشتهاى مختلفى ممكن است با اجازه صاحب حساب از طرف بانك از حساب جارى شركت صورت گيرد. مثلا برداشت بابت كارمزد كه معمولا بانكها درقبال خدمات خود از قبيل وصول چكها و سفته ها و بروات از حساب جارى موسسه انجام مى دهند يا برداشت بابت اعتبارات اسنادى و برداشت بابت سفته هاى تنزيلى واخواست شده (ممكن است طبق قرارداد خاصى، چنانچه متعهد اصلى سندى كه بانك آن را تنزيل نموده است، در تاريخ سررسيد از پرداخت مبلغ سند خوددارى نمايد، بانك مجاز باشد برداشت نمايد) در مورد كليه برداشتهاى فوق ممكن است اعلاميه بدهكار تا تاريخ ارسال صورتحساب بانكى به موسسه واصل نشده و اثر اين برداشتها در دفاتر منعكس نشده باشد. در اين حالت موسسه بايد پس از دريافت اعلاميه بدهكار، ثبتهاى لازم را در دفاتر خود انجام دهد. ب- وجوه دريافتى توسط بانك: اين وجوه به حساب موسسه دارنده حساب واريز شده ولى اعلاميه بستانكار آن هنوز به موسسه مذكور واصل نشده و در حسابهاى وى ثبت نشده است. برخى موسسات مطالبات خود را از طريق حسابهاى جارى وصول مى مايند و با اعلام شماره حساب جاى خود، از بدهكاران مى خواهند كه بدهى خود را به حساب جارى موسسه نزد بانك واريز نمايند. بانك نيز به محض دريافت مبلغى از بدهكاران موسسه، اعلاميه بستانكار براى صاحب حساب ارسال مى دارد. ج- اشتباهات: همانند دفاتر موسسه بانك نيز در عمليات روزانه خود ممكن است اشتباهاتى از قبيل اشتباه در اعداد و ارقام، اشتباه در برداشت از حسابى و ثبت در حساب ديگر و ديگر اشتباهاتى كه به هر نحو موجب عدم تطابق مانده حساب بانك در دفاتر موسسه و مانده آن در دفاتر بانك مى شود، مرتكب گردد. اين گونه اشتباهات نياز به اصلاح در دفاتر ندارند زيرا موسسه درست عمل نموده است. تهيه صورت مغايرات بانكى براى تهيه صورت مغايرات بانكى به ترتيب بايد اقدامات زير صورت گيرد: 1- اقلام مندرج در ستون بستانكار صورت حساب بانك با اقلام مندرج در ستون بدهكار بانك در دفتر موسسه و همچنين اقلام مندرج در ستون بدهكار صورت حساب بانك با اقلام مندرج در ستون بستانكار حساب بانك در دفاتر موسسه عينا مطابقت گردد. 2- اقلامى كه هم در بدهكار صورت حساب بانك و هم در بستانكار حساب بانك در دفاتر موسسه و همين طور اقلامى كه هم در بستانكار صورتحساب باتك و هم در بدهكار حساب بانك در دفاتر موسسه وجود دارند با مداد تيك (√) زده شوند و آن دسته از اقلام كه در بدهكار يك صورتحساب وجود دارد ولى در بستانكار ديگرى وجود ندارد (موارد اختلاف) دور آنها با مداد خط كشيده شود. اين اقلام را «اقلام باز» مى نامند. 3- چون هر رقمى كه در دفاتر هر يك از طرفين ثبت شده است، بايد داراى يك مدرك اوليه باشد لذا جهت روشن شدن ماهيت اقلام باز به مدارك اوليه از جمله ثبت هاى دفاتر روزنامه و شرح آنها و ته چكها مراجعه مى كنيم. بدين نحو دلايل بوجود آمدن اين مغايرتها معين مى گردد. 4- پس از تعيين مغايرتها به شرح فوق گزارشى از اين مغايرتها به شرحى كه ذكر خواهد شد تهيه مى گردد كه به آن صورت مغايرات بانكى گويند. 5- مرحله نهايى، انجام ثبت عمليات اصلاحى است كه بايد در دفاتر صورت گيرد. البته بايد توجه داشت كه همه مغايرتهاى موجود (اقلام باز) نياز به عمليات اصلاحى ندارند زيرا برخى از اين مغايرتها در روند عادى عمليات، خودبخود اصلاح مى گردد. مثلا چكهاى معوقى كه هنوز وجه آنها از بانك دريافت نشده است نيازى به عمليات اصلاحى ندارد. اما چنانچه يكى از مغايرتها مربوط به هزينه كارمزد بانكى باشد، ثبت اصلاحى لازم بايد در دفاتر موسسه صورت گيرد. به طور كلى تنها آن دسته از اقلام باز كه هنوز در دفاتر ثبت نشده و يا به طور اشتباه ثبت شده باشند و اصلاح خودبخود آن نيز متصور نباشد بايد پس از تهيه صورت مغايرات بانكى، يا ثبت آرتيكلهاى مورد نياز اصلاح گردند. روشهاى (اشكال) تهيه صورت مغايرات بانكى براى تهيه صورت مغايرات بانكى، از روشهاى گوناگونى استفاده مى شود كه متداولترين آنها دو روش زير است: الف - روش مبنا قرار دادن مانده يكى از دفاتر و رسيدن به مانده ديگرى با استفاده از اقلام باز. ب - روش اصلاح حسابها و رسيدن به مانده واقعى. هر يك از دو روش فوق در قالب مثال توضيح داده مى شوند: فرض كنيد صورتحساب بانك در دفاتر شركت نرگس در تاريخ 31 شهريور به شرح زير باشد: دفتر معين بانكها نام حساب: حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران تاريخ شرح بدهكار بستانكار مانده 3/6 5/6 8/6 11/6 14/6 16/6 17/6 20/6 21/6 23/6 25/6 27/6 31/6 مانده 31/5/ 13x1 چك 1345 در وجه شركت الوند چك 1346 در وجه آقاى حيدرى چک شركت گل سرخ(بانك ملت) واريز از صندوق به بانك صدور چك 1347 آقاى رحمانى چك شركت پرنوش(بانك ملى) چك 1348 در وجه شركت مرند چك شركت مرادى (بانك سپه) چك 1349 در وجه آقاى مرادى واريز از صندوق به بانك چك 1350 در وجه آقاى رشيدى واريز از صندوق به بانك √30000 √60000 √80000 300000 √100000 70000 √20000 √40000 50000 √25000 82000 15000 400000 380000 340000 370000 430000 380000 460000 435000 735000 653000 753000 738000 808000 بانك صادرات ايران نام صاحب حساب: شركت نرگس شماره حساب: 110 تايخ صورتحساب: 31/6/ 13x1 تاريخ شرح بدهكار بستانكار مانده 5/6 6/6 10/6 12/6 14/6 19/6 21/6 25/6 29/6 31/6 مانده 31/5/1x 13 چك ش 1345 در وجه شركت الوند چك وصولى بانك ملت چك وصولى بانك ملى دريافت نقد چك شماره 1346 چك شماره 1348 دريافت نقدى چك شماره 1350 كارمزد √20000 √40000 √25000 51000 1500 √30000 √80000 √60000 √100000 400000 380000 410000 490000 550000 510000 485000 585000 534000 532500 اطلاعات زير در پى بررسى هاى بعمل آمده در دست است: 1- چك وصولى از شركت مرادى به علت عدم وجوه كافى برگشت داده شده و هنوز اعلاميه مربوط به شركت نرسيده است. 2- مبلغ صحيح چك شماره 1350 معادل 51000ريال مى باشد. 3- به غير از موارد فوق بقيه اقلام مندرج در دفتر شركت و در صورتحساب بانك به طور صحيح عمل شده است. حل مثال به روش اول: مبنا قرار دادن مانده يكى از دفاتر و رسيدن به مانده ديگرى با استفاده از اقلام باز شركت نرگس صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران شرح ريال ريال مانده طبق دفتر شركت 808000 اضافه مى شود: چك معوق شماره 1347 50000 چك معوق شماره 1349 82000 اشتباه چك شماره 1350 15000 147000 كسر مى شود: 955000 مبلغ صحيح چك شماره 1350 51000 برداشت بانك بابت كارمزد 1500 چك وصولى از شركت مرادى 300000 واريز از صندوق – آخر ماه 70000 422500 مانده طبق صورتحساب بانك 532500 چنانچه طبق همين دستورالعمل اگر مانده طبق صورت حساب بانك مبنا قرار گيرد، صورت مغايرات بانكى به شرح زير خواهد بود: شركت نرگس صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران شرح ريال ريال مانده طبق صورتحساب بانك 532500 اضافه مى شود: مبلغ صحيح چك شماره 1350 51000 برداشت بانك بابت كارمزد 1500 چك وصولى از شركت مرادى 300000 واريز از صندوق – آخر ماه 70000 422500 كسر مى شود: 955000 چك معوق شماره 1347 50000 چك معوق شماره 1349 82000 اشتباه چك شماره 1350 15000 147000 مانده طبق صورتحساب بانك 808000 حل مثال مذكور به روش دوم: روش اصلاح حسابها و رسيدن به مانده واقعى شركت نرگس صورت مغايرات بانكى براى 31 شهريور حساب جارى شماره 110 بانك صادرات ايران مانده طبق دفاتر شركت 808000 اضافه مى شود: - كسر مى شود: مبلغ اشتباه چك ش 1350 36000 كارمزد بانكى 1500 چك وصولى شركت مرادى 300000 337500 مانده واقعى 470500 مانده طبق صورتحساب بانك 532500 اضافه مى شود: واريز وجه از صندوق 70000 602500 كسر مى شود: چك معوق شماره 1347 50000 چك معوق شماره 1349 82000 132000 مانده واقعى 470500 با توجه به صورت تهيه شده اصلاحات زير بايد در دفاتر دارنده حساب بانك صورت پذيرد: بانك به مبلغ 36000 ريال بستانكار و حسابهاى پرداختنى بدهكار شود، مبلغ 1500 ريال هزينه كارمزد بانكى بدهكار و بانك به همين مبلغ بستانكار گردد، و بالاخره مبلغ 300000 ريال چك وصولى كه قبلا به ازاى آن حساب بانك در دفاتر بدهكار شده بود بايد با بستانكار نمودن و در مقابل بدهكار نمودن حساب بدهكاران به همين مبلغ اصلاح گردد. به طور كلى مغايرتها از نقطه نظر رفع آنها به دو دسته تقسيم مى شوند: 1- مغايرتهايى كه جهت رفع آنها نياز به ثبت حسابدارى مى باشد كه عبارتند از: كليه برداشتها و واريزهايى كه به حساب جارى موسسه منظور شده ولى اين عمليات هنوز در دفاتر موسسه ثبت نشده اند مانند برداشت بابت كارمزد ، مغايراتى كه در نتيجه اشتباهات بوجود آمده است. 2- مغايرتهايى كه جهت رفع آنها نياز به ثبت حسابدارى نمى باشد: چكهاى معوق، اشتباهاتى كه بانك در دفاتر خود انجام داده است. + نوشته شده در جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 16:59 توسط منصور | فصل دوم اصول 2 (وجوه نقد) فصل دوم وجوه نقد وجوه نقد و كنترلهاى مربوط به آن كاملترين تعريف « نقد» از لحاظ حسابدارى عبارت است از: «آنچه كه اگر به بانك ارائه شود معادل ارزش اسمى آن ، بدون قيد و شرط و فورا توسط بانك پرداخت گردد». به عبارت ديگر هر دارايى كه يكى از دو شرط زير را داشته باشد مى تواند جزء وجوه نقد محسوب گردد: الف - هر دارايى جارى كه در بانك سپرده شده و بدون هيچ قيد و شرطى، آنى بتوان از آن براى مقاصد تجارى استفاده كرد. ب - هر دارايى جارى كه بانك به عنوان سپرده بپذيرد. به عنوان مثال مى توان از اسكناس و مسكوك، چك، حواله هاى بانكى، بروات ديدارى، حسابهاى پس انداز و ديدارى نزد بانكها و ساير نهادهاى مالى به عنوان نقد ياد نمود زيرا به محض ارائه به بانك مبلغ اسمى آنها به حساب مشترى منظور مى گردد. هرگاه در استفاده از وجوه نقد محدوديتى وجود داشته باشد نمى توان آن وجوه (وجوه محدود شده) را به عنوان مانده وجوه نقد گزارش نمود. به عنوان مثال موجودى حساب جارى واحد تجارى كه به دستور مقامات قضايى در بانك مسدود شده است نبايد جزء وجوه نقد محسوب گردد( لازم به ذكر است كه اينگونه موارد تحت سرفصل ساير دارايى ها در ترازنامه طبقه بندى و گزارش خواهد شد). ((كنترلهاى مربوط به وجوه نقد در درس حسابرسي 2 توسط اساتيد محترم تدريس مى شود.)) اقلامى كه تحت سرفصل وجوه نقد در ترازنامه طبقه بندى مى شوند عبارتند از: 1- صندوق 2- تنخواه گردان 3- حساب بانك صندوق حساب صندوق، در موسساتى استفاده مى شود كه عمليات جارى آنها، «دريافت و پرداخت» به صورت نقد را ايجاب مى نمايد. حساب صندوق شامل وجوه نقد، اعم از مسكوك و اسكناس، حواله هاى بانكى و ساير اوراقى است كه داراى خصيصه وجه نقد باشند. اما بايد دقت نمود كه مبالغ پرداختى به كاركنان به طور على الحساب و پيش پرداخت به فروشندگان نبايد جزء موجودى صندوق محسوب گردد بلكه بايد به ترتيب در حسابهاى «بدهكاران متفرقه» و «پيش پرداختها» منظور گردند. اضافه (كسر) صندوق با توجه به حجم عمليات دريافتها و پرداختها، ممكن است صندوقدار در پايان هر روز با اضافه يا كسرى صندوق مواجه گردد. چنانچه مبلغ اضافه يا كسر، مبلغ با اهميتى باشد، بايد بررسى لازم در اين رابطه به عمل آيد. ولى در صورتى كه اين مبلغ ناچيز باشد و يا ناشى از اشتباهات تشخيص داده شود بايد در دفاتر ثبت گردد. براى اين كار از حسابى به نام «كسرى و اضافات صندوق» استفاده مى شود. چنانچه صندوق كسرى داشته باشد حساب مذكور بدهكار و حساب صندوق بستانكار مى گردد و در صورتى كه حساب صندوق اضافه داشته باشد حساب صندوق بدهكار و حساب كسرى و اضافات صندوق، بستانكار مى گردد. چنانچه جمع اضافات صندوق طى دوره مالى بيشتر از جمع كسرى صندوق گردد طبعا مانده حساب كسرى و اضافات بستانكار و اگر جمع كسرى هاى طى دوره مالى بيشتر از جمع اضافات صندوق باشد، مانده اين حساب بدهكار مى باشد. در هر دو حالت فوق، با توجه به تصميمات بعدى مديريت موسسه، يا مقررات جارى آن، مانده بدهكار يا بستانكار حساب كسري و اضافات صندوق ممكن است به بدهكار يا بستانكار حساب صندوقدار(بدهى يا طلب وى) و يا به عنوان هزينه يا درآمد متفرقه در دفاتر ثبت گردد. در برخى از موسسات، ماهانه مبلغى به عنوان «كسر صندوق» به صندوقدار پرداخت مى گردد. در اين موسسات صندوق دار مسول جبران كسرى صندوق بوده و ثبتى بابت اضافات صندوق در دفاتر موسسه صورت نمى گيرد. مثال: شركت آلفا در طى دوره مالى به دليل دريافت ها و پرداخت هاى نقدى دچار كسور و اضافات صندوق مى شود به عنوان مثال در اواسط مهر ماه موجودى صندوق طبق دفاتر 100000 ريال، اما وجه نقد در اختيار صندوقدار 110000 ريال بوده و در اواسط بهمن ماه موجودى صندوق طبق دفاتر 120000 ريال و وجه نقد در اختيار صندوقدار 115000 ريال است. مطلوبست: ثبت حساب كسور و اضافات و انتقال آن به حساب صندوقدار 1- اواسط مهر ماه حساب صندوق 10000 حساب كسري و اضافات صندوق 10000 ثبت بابت اضافات صندوق( افزايش موجودى صندوق) 2- اواسط بهمن ماه حساب كسري و اضافات صندوق 5000 حساب صندوق 5000 ثبت بابت كسري صندوق( كاهش موجودى صندوق) 3- پايان سال حساب كسرى واضافات صندوق 5000 حسابجارى صندوقدار 5000 ثبت بابت انتقال كسور و اضافات به حساب صندوق دار *نكته: در ثبت شماره 3 مى توان به جاى حسابجارى صندوقدار از حساب درآمد متفرقه نيز استفاده نمود. تنخواه گردان در اغلب واحدهاى تجارى براى پرداختهاى جزئى و مستمر مانند اياب و ذهاب و خريد برخى مواد ضرورى و فورى، مقدارى وجه مورد نياز مى باشد. پرداختهاى مذكور از طريق چك غير عملى مى باشد، زيرا دريافت وجه چك از بانك موجب تاخير در انجام آن عمل و نيز هزينه اى را در بر خواهد داشت. از سوى ديگر، چون اين پرداختها به طور مستمر صورت مى گيرد و جمع آنها مبلغ قابل ملاحظه اى را تشكيل مى دهد، اعمال كنترل بر آنها ضرورى مى باشد. براى انجام اين كنترل، در بسيارى از موسسات مبالغ مشخصى در اختيار يك يا تعدادى از كاركنان قرار مى دهند كه اين مبالغ «تنخواه گردان» ناميده مى شوند. معمولا در قبال مبلغ پرداخت شده به مسوول تنخواه گردان، از وى تضمين كافى اخذ مى شود. لازم به ذكر است كه ميزان تنخواه گردان يا مبلغى ثابت و از قبل تعيين شده و يا مبلغى متغير با تعيين حداكثر مى باشد. الف- تنخواه گردان با مبلغ ثابت در اين روش، حداكثر مبلغ تنخواه گردان تعيين شده و طى چكى به مسوولين تنخواه گردان پرداخت مى گردد. به عنوان مثال فرض كنيد شركت بهار با پرداخت مبلغ 100000 ريال به آقاى الف تنخواه گردانى ايجاد نمايد. در اين موقع معادل مبلغ چك، حسابى به نام تنخواه گردان بدهكارو حساب بانك به همين مبلغ بستانكار مى شود. ثبت فوق به شرح زير است. تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار 1x13 14/1 حساب تنخواه گردان حساب بانك بابت پرداخت به آقاى الف جهت تنخواه گردان 100000 100000 مسوول از محل مبلغ دريافتى، هزينه هاى انجام شده را پرداخت و مدارك مثبته اين هزينه ها را جهت تجديد مبلغ تنخواه گردان به دايره حسابدارى ارائه مى نمايد. دايره حسابدارى پس از رسيدگى به مدارك و حصول اطمينان، چكى معادل هزينه هاى انجام شده صادر و به مسوول تنخواه گردان تسليم مى نمايد. معمولا مانده حساب تنخواه گردان در پايان دوره مالى يا هنگام تعويض متصدى تنخواه گردان به بانك يا صندوق واريز و اسناد هزينه هاى انجام شده توسط تنخواه به دايره حسابدارى ارائه مى گردد تا اين هزينه ها به درستى در دوره مربوطه ثبت گردند. هرگاه تصميم به افزايش تنخواه گردان گرفته شود، حساب تنخواه گردان يكبار ديگر معادل مبلغ دريافتى توسط مسوول تنخواه گردان، بدهكار و حساب بانك بستانكار مى گردد. در هنگام كاهش مبلغ تنخواه گردان، حساب بانك يا صندوق يا هزينه ها بدهكار و معادل آن، حساب تنخواه گردان بستانكار مى گردد. ب- تنخواه گردان متغير نوع ديگر تنخواه گردان بدين طريق است كه مبلغى به عنوان تنخواه گردان طى چكى به مسوول تنخواه گردان پرداخت شده و هر بار كه اسناد مربوط به هزينه ارائه مى شود از حساب وى كسر مى گردد. مبلغ پرداختى به مسوول تنخواه گردان بابت تجديد آن، در هر بار معادل اسناد هزينه ارائه شده توسط وى مى باشد. البته در اين نوع تنخواه گردان پرداخت وجه لزوما همزمان با ثبت هزينه هاى انجام شده، نبوده، بلكه پرداخت وجه با درخواست از طرف مسوول تنخواه گردان صورت مى گيرد. ثبت ايجاد تنخواه همانند ثبت اول در روش تنخواه با مبلغ ثابت مى باشد. اما در صورت انجام هزينه ها توسط مسوول تنخواه گردان ثبت هاى زير انجام مى شود، براى مثال آقاى الف در تاريخ 18 فروردين اسناد و مدارك مثبته اى دال بر انجام هزينه ملزومات به مبلغ 140000ريال و تعميرات وسائط نقليه به مبلغ 200000ريال به دايره حسابدارى ارائه نمود. پس از بررسى مدارك فوق و حصول اطمينان از صحت مدارك، ثبت زير در دفاتر شركت صورت پذيرفت(فرض شده است كه تنخواه گرداني به مبلغ 500000 ريال به آقاى الف واگذار شده است): تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار 18/1 حساب هزينه ملزومات حساب هزينه تعمير وسائط نقليه حساب تنخواه گردان بابت هزينه هاى انجام شده از محل تنخواه گردان 140000 200000 340000 حال چنانچه آقاى الف وجه نقد درخواست نمايد معادل مبلغ پرداخت شده به آقاى الف حساب تنخواه گردان بدهكار و بانك بستانكار مى گردد. فرض كنيد آقاى احمدى در تاريخ 21 فروردين ماه مبلغ 400000 ريال وجه نقد درخواست نمايد. ثبت لازم در اين تاريخ به شرح زير خواهد بود: تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار 21/1 حساب تنخواه گردان حساب بانك پرداخت به آقاى الف بابت تنخواه 400000 400000 به اين ترتيب حساب تنخواه گردان مرتبا بدهكار و بستانكار مى گردد. در پايان دوره مالى و در صورت تعويض متصدى تنخواه گردان مانند روش تنخواه گردان با مبلغ ثابت برخورد خواهد شد، توجه به اين نكته كه در صورت وجود اسناد هزينه ابتدا مى بايست هزينه ها در دفاتر ثبت شده و سپس مراتب بعدى انجام شود. حساب بانك همانطور كه قبلا اشاره شد وجوه نقد با توجه به ويژگى هايى مانند پايين بودن حجم آن سهولت نقل و انتقال، قابليت تبديل به هر نوع كالا، مقبوليت آن توسط عموم مردم و ساير ويژگى هاى ديگر از جمله داراييهايى است كه بيشتر از بقيه داراييها در معرض سوء استفاده مى باشد. بنابراين لازم است كنترل بيشترى نسبت به آن صورت گيرد. يكى از كنترلهاى موثر بر وجوه نقد نگهدارى آن در بانك مى باشد. نگهدارى وجوه نقد در بانك، عملا به صور گوناگونى انجام مى گيرد. گاهى موسسات براى دريافتها و پرداختهاى خود اقدام به افتتاح حساب جارى نموده و هرگاه به بانك مراجعه نمايند مى توانند مبلغ موجود در حساب خود را بوسيله چك دريافت نمايند. گاهى نيز موسسات مقدارى از وجوه نقد خود را به صورت پس انداز قرض الحسنه يا سپرده هاى سرمايه گذارى كوتاه مدت و بلندمدت، نزد بانكها نگهدارى مى نمايند. وجوه نقدى كه به صورت حساب جارى و سپرده هاى ديدارى نزد بانكها نگهدارى مى شود جزء موجودى نقد موسسه و مبالغى كه به صورت سپرده هاى سرمايه گذارى در بانك نگهدارى مى شوند و برداشت از آن در هر زمان ممكن نباشد نبايد جزء موجودى نقد تلقى گردد(بخش دوم تحت عنوان سرمايه گذارى بلندمدت در ترازنامه طبقه بندى مى شوند). مانده بستانكار حساب بانك (اضافه برداشت) اگرچه دارنده حساب جارى، تنها مجاز به صدور چك تا ميزان موجودى نقد نزد بانك مى باشد اما برخى موسسات با توجه به اعتبارى كه نزد بانكها كسب نموده اند ممكن است بيشتر از ميزان موجودى خود، چك صادر نمايند و بانك نيز مبلغ چك را پرداخت نمايد. در اين حالت در دفاتر دارنده حساب، مانده بستانكار حساب بانك در قسمت چپ ترازنامه و در طبقه بندى بدهيهاى جارى نمايش داده مى شود. چنانچه واحد تجارى در چندين بانك حساب جارى داشته باشد و مانده برخى از آنها بستانكار و مانده برخى ديگر نيز بدهكار باشد براى نمايش حساب بانك در ترازنامه بايد مجموع حسابهاى بانكى كه داراى مانده بدهكار هستند در سمت راست ترازنامه جزء اقلام دارايى و مجموع حسابهاى بانكى كه داراى مانده بستانكار مى باشند در سمت چپ ترازنامه در قسمت بدهى ها نمايش داده شود. صورت حساب بانك بانكها معمولا به طور ماهانه، شش ماهه، سالانه يا در هر موقعى كه دارنده حساب تقاضا نمايد گزارشى از عمليات حساب جارى وى، جهت اطلاع و تاييد صحت عليات مندرج در آن گزارش تهيه و در اختيار دارنده حساب قرار مى دهند. اين گزارش به «صورت حساب بانك» معروف است. صورتحساب بانك با مانده اول دوره شروع و كليه برداشتها (توسط دارنده حساب يا برداشتهاى قانونى كه از طرف بانك صورت مى گيرد) در ستون بدهكار و كليه وجوه واريزى در ستون بستانكار آن ثبت شده و نهايتا مانده حساب بانك در تاريخ تهيه اين صورتحساب اعلام مى گردد. + نوشته شده در جمعه بیست و هشتم خرداد 1389ساعت 16:41 توسط منصور | اصول ، مفروضات و ميثاقهاى حسابدارى با سپاس و تشكر از تمامى اساتيد گرامى كه دانسته هاى خود را مديونشان هستم بعد از مطالب مربوط به اصول حسابدارى 1 و فراغت از تحصيل، هم اكنون مطالب مربوط به اصول حسابدارى 2 خدمت تمامى علاقه مندان به اين رشته ارائه مى شود. مطالب مربوط به اين درس برگرفته از جزوه هاى كلاسى و كتاب ارزشمند" ا صول حسابدارى (2) تاليف دكتر ايرج نوروش و فيض الله شيرازى" است. اصول ، مفروضات و ميثاقهاى حسابدارى قواعد و مقرارت حاكم بر حسابدارى در سه سطح تدوين مى شوند. بالاترين سطح ، قوانين مملكتى است . براى مثال قانون تجارت و يا قوانين مالياتى جارى از جمله مقرارتى است كه در اين سطح بر حسابدارى تاثير مى گذارند. در سطح دوم، تدوين مقرارت توسط حرفه حسابدارى انجام مى گيرد. هر حرفه (نظام) داراى انجمن حرفه اى و مقرارت (نظامنامه) مربوط به خود است. حسابدارى هم از اين قاعده مستثنى نمى باشد. سطح سوم ، مقرارت حسابدارى در اختيار مديريت است. بدين معنى كه مديريت مى تواند بر اساس نوع صنعت و ماهيت عمل يا نقطه نظرات ديگرى كه بستگى به شرايط شركت دارد، از ميان روش هاى استاندارد انعطاف پذير، روش مورد نظر را برگزيند. نمونه اى از استانداردهاى انعطاف پذير، استاندارد 15 ايران است كه مديريت مى تواند بر اساس يكى از دو روش ارزش بازار، يا اقل بهاى تمام شده و خالص ارزش فروش در ترازنامه منعكس نمايد. نمونه ديگر انتخاب روش فايفو يا ميانگين در ارزيابى موجودى كالا بر اساس استاندارد حسابدارى شماره 8 ايران است. مفاهيم نظرى گزارشگرى مالى كميته استانداردهاى حسابدارى ايران با اقتباس از پيش نويس هيات استانداردهاى حسابدارى انگلستان اقدام به تدوين مفاهيم نظرى گزارشگرى مالى نمود( مفاهيم نظرى حسابدارى را مى توانيد از سايت سازمان حسابرسى درفرمت pdf دانلود نماييد). هدف گزارشگرى مالى هدف اساسى گزارشگرى مالى در اختيار گذاردن اطلاعات مفيد براى طيفى گسترده از استفاده كنندگان صورتهاى مالى است كه در اتخاذ تصميمات اقتصادى مفيد واقع گردد. تصميمات اقتصادى شامل مواردى از قبيل فروش يا حفظ سرمايه گذارى در اوراق بهادار يك واحد تجارى و ابقاء يا جايگزينى مديران مى باشد. گزارشگرى صورتهاى مالى هنگامى مى تواند در تصميمات اقتصادى مفيد واقع گردند «خصوصيات كيفى مربوط بودن» ، «قابل اتكاء بودن» ، «قابل مقايسه بودن» و « قابل فهم بودن » را در بر داشته باشند. 1 - اطلاعاتى خصوصيت مربوط بودن را به همراه دارد كه بر تصميمات اقتصادى استفاده كنندگان در ارزيابى رويدادهاى گذشته ، حال يا آينده يا تاييد يا تصحيح ارزيابى هاى گذشته آنها موثر واقع شود. بنابراين ، پيش شرط هاى مربوط بودن صورت هاى مالى ((ارزش پيش بينى )) ، (( ارزش تاييد كنندگى )) و ((انتخاب خاصه )) اطلاعات مندرج در آنهاست. براى مثال شركت پارس مينو با افشاى وضعيت سودآورى هر يك از قسمت ها در گزارشگرى مالى خود، ارزش پيش بينى اطلاعات را براى سرمايه گذرانى كه به ارزيابى شركت مى پردازند ارتقاء مى دهد. همچنين گزارش سود هر سهم نقش تاييد كنندگى در رابطه با پيش بينى گذشته آن دارد. در اين گزارشگرى مالى خاصه ها بر حسب واحد اندازه گيرى پولى بيان شده است. چندين خاصه از قبيل بهاى تمام شده تاريخى، بهاى جايگزينى، يا ارزش خالص فروش وجود دارند. 2 - اطلاعات هنگامى خصوصيات كيفى قابل اتكا بودن را در بر دارد كه پيش شرط هاى (( بيان صادقانه)) ((رجحان محتوا بر شكل)) ، (( بيطرفى )) ، ((احتياط)) ، ((كامل بودن)) را دارا باشد. اطلاعاتى قابل اتكا است كه عارى از اشتباه و تمايلات جانبدارانه با اهميت بوده و بيان صادقانه آن چيزى باشد كه مدعى آن است. براى مثال اگر ادعا بر اين است كه ترازنامه وضعيت مالى واحد تجارى را در يك تاريخ معين گزارش مى – كند، در شرايط تورمى حاد گزارش بهاى تمام شده تاريخى چند سال قبل يك دارايى با اهميت، بيان صادقانه اى از وضعيت اين دارايى به شمار نمى رود و بايد اطلاعات ضميمه اى براى بيان صادقانه اين اطلاعات ( صورت هاى مالى تعديل شده براى تغيير سطح قيمت ) ارائه گردد( اين اطلاعات ضميمه در درس مباحث جارى در حسابدارى و ترم پايانى توسط اساتيد محترم براى دانشجويان گرامى تدريس مى شود) . همچنين اگر قرار بر اين باشد كه اطلاغات به طور صادقانه معاملات و رويدادهايى كه مدعى آن است بيان نمايد، لازم است اين اطلاعات بر اساس محتوا و واقعيت اقتصادى و نه صرفا شكل قانونى آن به حساب گرفته شود ( رجحان محتوا بر شكل). براى مثال در مبحث حسابدارى اجاره ها در مورد اجاره هاى سرمايه اى ممكن است شكل قانونى اجاره به گونه اى باشد كه اجاره كننده مالكيت دارايى مورد اجاره را به دست نياورد، اما محتوا و واقعيتهاى اقتصادى مربوط به اجاره مبين آن است كه اجاره كننده با تعهد مبلغى تقريبا برابر ارزش منصفانه دارايى به اضافه هزينه مالى مربوط، منافع اقتصادى حاصل از بكار گيرى دارايى مورد اجاره را براى بخش عمده عمر اقتصادى آن تحصيل مى كند( بند 12 استاندارد حسابدارى شماره 21 ايران). بى طرفى هم در گزارشگرى مالى از پيش شرط هاى قابل اتكا بودن مى باشد. براى مثال اگر خالص ارزش فروش موجودى كالايى با بهاى تمام شده 25000 ريال در تاريخ گزارشگرى 20000 ريال باشد، گزارش آن به اقل بهاى تمام شده و خالص ارزش فروش به مبلغى به اعتقاد مديريت معادل 22000 ريال بى طرفاه نبوده و قابليت اتكا را كاهش داده و جمع دارايى ها و سرمايه شركت را 2000 ريال بيشتر از ميزان واقعى آن گزارش مى كند. رعايت جوانب احتياط در رويدادهايى كه ابهاماتى بر آن سايه افكنده براى ارتقاء قابل اتكا بودن صورت هاى مالى ضرورى است. احتياط عبارت است از كاربرد درجه اى از دقت براى اعمال قضاوت در برآورد شرايطى كه با ابهام روبروست ، به گونه اى كه درآمدها يا داراييها بيشتر از واقع و هزينه ها يا بدهى ها كمتر از واقع گزارش نشوند. نمونه اى از اين گونه مواردى كه با ابهام روبرو مى باشندعبارتند از قابليت وصول مطالبات، عمر مفيد دارايى هاى ثابت ، و تعداد و مبلغ ادعاهاى احتمالى مرتبط با ضمانت نامه هاى‌ كالاى فروش رفته. اطلاعات صورتهاى مالى با توجه به اهميت و فزونى منافع بر هزينه تهيه و ارائه آن بايد كامل باشد. حذف بخشى از اطلاعات ممكن است باعث شود اطلاعات ناقص يا گمراه كننده ارائه گردد و صورتهاى مالى قابليت اتكاء خود را به علت كامل نبودن از دست بدهد. 3 - در رابطه با خصوصيت كيفى قابل مقايسه بودن بايد گفت استفاده كنندگان بايدبتوانند صورت هاى مالى واحد تجارى‌ را در طول زمان جهت تشخيص روند تغييرات در وضعيت مالى ، عملكرد و انعطاف پذيرى مالى واحد تجارى مقايسه نمايند ( قابليت مقايسه درون شركت از طريق ثبات رويه). استفاده كنندگان همچنين بايد بتوانند صورتها‌ى مالى واحدهاى تجارى مختلف يك صنعت را مقايسه كنند ( قابليت مقايسه از طريق رعايت ويژگى هاى رويه اى در صنعت). رعايت ثبات رويه در بكارگيرى يك روش استهلاك طى ادوار مالى و يا تداوم اعمال روشى مثل درصد پيشرفت كار براى شناسايى درآمد، هماهنگ با ديگر شركت هاى صنعت يكى ديگر از پيشر شرط هاى قابل مقايسه بودن افشاء رويه هاى حسابدارى بكارگرفته شده در تهيه صورت هاى مالى و افشاى هر گونه تغييرات احتمالى اين رويه ها مى باشد. براى مثال ، افشاى رويه هاى مربوط به ارزيابى موجودى كالا يا سرمايه گذارى در يادداشت هاى همراه صورتهاى مالى و در قالب اهم رويه ها (سياستهاى) حسابدارى شركت از اين قبيل موارد است. 4 - يك خصوصيت كيفى مهم اطلاعات مالى «قابل فهم بودن» است و در نظر گرفتن « ميزان توان استفاده كننده» از پيش شرط هاى آن مى باشد. بنابر اين ، اطلاعات مالى، بايد به گونه اى‌ باشد كه براى استفاده كنندگانى كه از توانمندى و آگاهى متعارفى براى درك فعاليتهاى‌ تجارى و اقتصادى و نحوه عمل حسابدارى برخوردارند، قابل فهم باشد. اطلاعاتى نظير وجوه نقد، حسابهاى دريافتنى، زمين و حساب هاى پرداختنى به علت قابليت تفسير معناى آن به سهولت قابل فهم است. در مقابل اقلامى نظير مخارج انتقالى يا درآمدهاى انتقالى كه بر اساس مفاهيمى چون تحقق، تطابق و مانند آن در اندازه گيرى سود به عنوان دارايى يا بدهى به جا مانده، واقعيتى اقتصادى نداشته و تفسير معنايى در بر ندارند، از قابليت فهم كمترى برخوردارند. براى قابل فهم بودن همچنين ضرورى است كه اقلام به نحوى مناسب در يكديگر «ادغام» و «طبقه بندى» شوند. ادغام انواع دارايى هاى مولدى نظير زمين، ساختمان، وسايط نقليه، تجهيزات، وسايل، ابزار آلات و ماشين آلات و تجهيزات و طبقه بندى آن در دارايى هاى غيرجارى ترازنامه در رابطه با ارتقاء خصوصيت كيفى قابل فهم بودن صورت مى گيرد. محدوديت هاى حاكم بر خصوصيات كيفى اطلاعات مالى به ندرت اطلاعات به طور توام و كامل مربوط، قابل اتكاء، قابل مقايسه و قابل فهم مى باشد. برخى از موثرترين محدوديت هاى حاكم بر كيفيت هاى حسابدارى به شرح زير است: 1 - موازنه بين خصوصيات كيفى. اغلب نوعى موازنه يا مصالحه بين خصوصيات كيفى ضرورت دارد. معمولا اطلاعاتى كه قابل اتكاء تر است از درجه مربوط بودن كمترى برخوردار است و بالعكس. در نظر گرفتن برترى يك خصوصيت كيفى نسبت به ديگرى و مصالحه بين آن در شرايط مختلف امرى قضاوتى است. 2 - به موقع بودن. تاخير در گزارشگرى اطلاعات مالى ممكن است به خصوصيت مربوط بودن آن لطمه وارد كند. الزام گزارشگرى صورت هاى ‌مالى ميان دوره اى حسابرسى نشده در فواصل سه ماهه، تلاشى است در جهت كاستن از محدوديت تاخير اطلاع رسانى سالانه(براى مطاله بيشتر در مورد گزارشات حسابدارى ميان دوره اى به استاندارد 22 ايارن مراجعه شود). 3 - ملاحظات منفعت و هزينه. منفعت حاصل از تهيه و گزارشگرى اطلاعات بايد بيش از هزينه آن باشد. در اين رابطه تدوين كنندگان استانداردهاى حسابدارى بايد از اين محدوديت آگاهى داشته و مقررات و استانداردهايى تدوين نكنند كه هزينه اجراى آن براى واحدهاى تجارى و استفاده كنندگان صورت ها‌ى مالى آنها بيش از منافع لازم در تصميمات اقتصادى باشد. ماهيت اصول پذيرفته شده حسابدارى اصول پذيرفته شده حسابدارى عبارت از ميثاقها، مفاهيم، استاندارها، قوانين، اصول و روش هايى است كه دانستن آن براى تعيين رويه هاى عمل حسابدارى در هر زمان ضرورى بوده و در سه طبقه كلى به شرح زير طبقه بندى شده است: الف - مفروضات محيطى ب - اصول اجرايى ج - محدوديت هاى اجرايى ( اصول محدود كننده) پايه هاى اصول پذيرفته شده حسابدارى بر چهار فرض محيطى زير استوار است: 1- فرض تفكيك شخصيت 2- فرض دوره مالى 3- فرض تداوم فعاليت 4- فرض واحد اندازه گيرى فرض تفكيك شخصيت يكي از اساسى ترين مفروضات حسابدارى فرض تفكيك شخصيت مى باشد. زيرا اين فرض بين واحد تجارى و مالك يا مالكين آن مرزى قائل مى گردد. براى مقاصد حسابدارى و گزارشگرى مالى هر موسسه يك شخصيت حقوقى مستقل فرض شده كه مى تواند دارايى تحصيل نموده، بدهى و هزينه و تعهد و درآمد نيز تحصيل نمايد. فرض تداوم فعاليت در حسابدارى فرض بر اين است كه يك واحد تجارى براى يك مدت طولانى به فعاليت خود ادامه مى دهد. به عبارت ديگر، فرض بر اين است كه واحد تجارى، در آينده قابل پيش بينى به عمليات خود ادامه مى دهد. فرض تداوم فعاليت، توسط كميته استانداردهاى حسابدارى مالى، بشرح زير تعريف شده است: (( فرض بر اين است كه هر واحد تجارى داراى تداوم فعاليت است، يعنى عمليات آن در آينده قابل پيش بينى ادامه دارد. به بيان ديگر فرض مى شود كه نه قصد بر اين است كه واحد تجارى منحل يا عمليات آن بنحو قابل ملاحظه اى كاهش داده شود و نه ضرورت اين كار احساس مى شود.)) فرض دوره مالى همانطور كه مى دانيم نتايج واقعى عمليات يك واحد تجارى را تنها در زمان تصفيه، يعنى خاتمه عمليات آن مى توان تعيين كرد. از طرف ديگر بستانكاران، اعتبار دهندگان و اشخاص ذينفع نمى توانند تا تاريخ انحلال، از نتايج آن بى خبر باشند. از اين رو عمر واحد تجارى به دوره هاى زمانى مساوى تقسيم مى شود كه هر دوره را اصطلاحا (( دوره حسابدارى )) گويند. دوره مالى ممكن است سه ماهه، شش ماهه يا يكساله باشد. هر دوره مالى را كه دوازده ماه طول بكشد در اصطلاح (( سال مالى )) گويند. فرض واحد اندازه گيرى براى اندازه گيرى هر ويژگى يا كيفيت، در نگاه اول به يك مقياس اندازه گيرى نياز مى باشد. مثلا واحد اندازه گيرى طول متر، وزن كيلوگرم، انسان نفر، زلزله ريشتر و ... مى باشد. در حسابدارى نيز پول به عنوان واحد اندازه گيرى مبادلات فرض شده است. مثلا اگر واحد تجارى 50 دستگاه ماشين خريدارى نمايد، قيمت اين ماشين ها در دفاتر ثبت مى شود و اين بدان معناست كه اين مبادله با پول اندازه گيرى شده است. بهر حال پول يك واحد مشترك براى اندازه گيرى مبادلات اقتصادى است كه در ثبت مبادلات و تهيه صورتهاى مالى مورد استفاده قرار مى گيرد. اصول حسابدارى علاوه بر مفروضات محيطى در حسابدارى، براى ثبت و گزارشگرى مالى، به رهنمودها و دستورالعمل هاى روشن تر و مشخص ترى نيز نياز مى باشد، اين دستورالعمل ها كه به اصول حسابدارى موسوم مى باشند در مقايسه با مفروضات حسابدارى، بيشتر جنبه اجرايي و كاربردى دارند. چهارچوب اوليه و زير بنايي حسابدارى ابتدا بوسيله مفروضات شكل مى گيرد و سپس بوسيله اصول حسابدارى عملى مى گردد. اصول حسابدارى عبارتند از: 1- اصل بهاى تمام شده 2- اصل تطابق 3- اصل تحقق درآمد 4- اصل افشاء كامل اصل بهاى تمام شده طبق اصل بهاى تمام شده، مبادلات حسابدارى در تاريخ وقوع به بهاى تمام شده در دفاتر ثبت مى گردند. منظور از بهاى تمام شده هر دارايى، ارزش مبادله اى نقدى آن در تاريخ تحصيل است. پرداختهاى اضافى به علت خريدهاى نسيه و مدت دار جزء بهاى تمام شده محسوب نمى گردند. نمونه ديگر اصل بهاى تمام شده اين است كه دارايى هاى خريدارى شده به قيمت مبادله اى زمان تحصيل، يعنى قيمت متعارف آن در دفاتر ثبت مى گردند. بهاى تمام شده كه گاهى « بهاى تمام شده تاريخى » نيز ناميده مى شود دو نارسايي دارد: الف - تغييرات ارزش داراييهاى در طول سالهاى متمادى در نظر گرفته نمى شود. ب - چون داراييها در طول سالهاى متفاوت خريدارى مى گردند و مقياس اندازه گيرى بهاى اين داراييها پول مى باشد و از طرف ديگر، ارزش پول دائما يكسان نمى باشد، لذا بدليل اختلاف در مقياس اندازه گيرى، جمع كردن يك دسته از داراييهايى كه در طول سالهاى متفاوت خريدارى شده اند، خالى از اشكال نمى باشد. اما با وجود همه نارساييهاى فوق، به دلايل زير هنوز بهاى تمام شده تاريخى مبناى ثبت گزارشگرى قرار مى گيرد: الف - بهاى تمام شده، بر تخمين و ارزيابى مبتنى نبوده بلكه واقعى، قابل اندازه گيرى و قابل اتكاء است. ب - بهاى تمام شده تاريخى در زمان تحصيل، نشان دهنده ارزش متعارف دارايى در آن تاريخ است. ج - بهاى تمام شده تاريخى، قابل رسيدگى و رديابى است. اصل تحقق درآمد اصل تحقق درآمد، زمان شناسايى درآمد و ثبت آن در حسابها و صورتهاى مالى را تعيين مى نمايد. طبق اين اصل، درآمد زمانى شناسايى مى گردد كه دو شرط زير برقرار باشد: الف - مبادله يا داد وستدى صورت گرفته باشد. ب - فرآيند كسب سود، كامل شده باشد. تكميل فرآيند كسب سود شامل تكميل فروش يا انجام خدمت، انتقال مالكيت از فروشنده به خريدار، دريافت وجه نقد و يا اطمينان از دريافت وجه نقد در آينده است. اگرچه درآمد عبارت است از افزايش ناخالص در داراييها يا كاهش ناخالص در بدهيها، كه طبق اصول پذيرفته شده شناسايى و اندازه گيرى مى شود. طبق اصل تحقق درآمد، مبالغ پيش دريافت مشتريان نبايد به عنوان درآمد دوره محسوب گردد. زيرا فرآيند كسب سود در مورد اين مبادله هنوز تكميل نشده است. اصل تطابق بر اساس اصل تطابق، هزينه هاى انجام شده جهت ايجاد درآمد، بايد به حساب دوره اى كه درآمد در آن تحصيل گرديده منظور گردد. به عبارت ديگر سود هر دوره تفاوت بين درآمدهاى تحصيل شده و هزينه هاى تحمل شده براى كسب درآمد در همان دوره مى باشد. هزينه ها به انحاء مختلف قابل شناسايى هستند، اما توجه به مبانى زير جهت تمايز ماهيت آنها ضرورى است: الف - روابط علت و معلولي - تحصيل برخى درآمدها بدون تحمل يكسرى هزينه ها، امكان پذير نمى باشد. به عبارت ديگر، تحصيل درآمد و تحمل هزينه، به طور مستقيم ارتباط علت و معلولى دارند. نمونه اى از اين هزينه ها به عنوان هزينه دوره، بهاى تمام شده كالاى فروش رفته، هزينه كميسيون فروش و هزينه حمل و تحويل كالا مى باشد. بدين ترتيب ملاحظه مى شود كه زمانى فروش صورت مى گيرد (درآمد تحصيل مى گردد)، كه بهايى بابت كالاى فروخته شده پرداخت گردد( هزينه اى تحمل شود). ب - سرشكن كردن منطقى و سيستماتيك - چنانچه بين درآمد و هزينه رابطه علت و معلولى وجود نداشته باشد، دارايى متقابل آن هزينه را مى توان بين دوره هايى كه بخشى از منافع بخاطر آن دارايى ايجاد مى شود به طور منطقى و سيستماتيك سرشكن نمود. به عبارت ديگر، انقضاى بخشي از بهاى داراييها طى دوره اى كه از اين داراييها استفاده مى شود، به عنوان هزينه دوره شناسايى مى گردد. به عنوان نمونه تخصيص هزينه استهلاك داراييهاى ثابت، هزينه بهره وامها، هزينه اجاره و هزينه بيمه از جمله هزينه هايى است كه به طور منطقى و سيستماتيك شناسايي و به دوره اى خاص ارتباط داده مى شوند. ج - شناخت بلادرنگ (تسريع در شناخت) - برخى از هزينه ها را نه مى توان مستقيما به درآمد دوره ارتباط داد و نه مى توان آنها را به طور سيستماتيك بين دوره هاى مختلف سرشكن نمود، زيرا نه رابطه علت و معلولى با درآمد دوره دارند و نه انتفاع آتى براى آنها متصور است. در اين حالت مى توان در شناخت بلادرنگ آن به عنوان هزينه دوره تسريع نمود. براى مثال هزينه هاى ناشي از دعاوى حقوقى، حقوق مديران، اغلب هزينه هاى ادارى و فروش از جمله هزينه هاى هستند كه بدليل عدم ارتباط علت و معلولى با درآمد دوره و عدم منافع آتى آن به عنوان هزينه دوره شناسايى مى گردند. اصل افشاء كامل اصل افشاء ايجاب مى كند كه كليه رويدادها و وقايع مالى با اهميت مربوط به واحد تجارى، به طور مناسب و كامل افشاء گردد. اين اصل كه بر كليه جوانب گزارشگرى مالى تاثير دارد، واحد تجارى را ملزم به تهيه اطلاعات مورد نياز براى بستانكاران و اعتبار دهندگان مى نمايد. البته بايد توجه داشت كه اصل افشاء كامل هرگز به اين معنا نيست كه هر چيزى بايد افشاء گردد. بلكه در افشاء اطلاعات، اولا بايد هزينه تهيه و افشاء و ثانيا مربوط بودن آن، مورد توجه قرار گيرد. به طور كلى هرگونه اطلاعاتى كه بر تصميم گيرى استفاده كنندگان صورتهاى مالى موثر باشد( منجر به تغيير در تصميم گيرى گردد)، بايد افشاء گردد مگر اينكه هزينه تهيه و گزارش اين اطلاعات، بيشتر از منافع حاصل از بكارگيرى آنها باشد. محدوديت هاى اجرايي بايد توجه داشت كه اصول و مفروضات حسابدارى كه در صفحات قبل تشريح شد، هميشه و در همه شرايط قابل اجرا نمى باشد. محدوديت هايى بر سر راه وجود دارند كه آن اصول و مفاهيم را تعديل مى نمايند. اين اصول محدود كننده، اصطلاحا «محدوديت هاى اجرايى» ناميده مى شوند عبارتند از: 1- اهميت 2- احتياط (محافظه كارى) 3- فزونى منافع بر مخارج 4- خصوصيات صنعت اهميت هنگامى كه مبلغ اقلام و رويدادها در مقايسه با هزينه اعمال صحيح ترين روشهاى حسابدارى با اهميت نيست و نتايج حاصل از بكارگيرى دقيق قواعد و رويه هاى حسابدارى نمى تواند بر قضاوت و تصميمات استفاده كنندگان تاثير بگذارد، اصول حسابدارى به طور دقيق رعايت نمى شوند. مثلا يك خط كش بايد به عنوان دارايى در دفاتر واحد تجارى ثبت و طى عمر مفيد آن مستهلك گردد، اما در عمل، هزينه جنين تخصيصى معمولا بيش از بهاى تمام شده خط كش مزبور خواهد شد و لذا اعمال صحيح ترين روش حسابدارى اقتصادى نمى باشد. از آنجا كه اهميت يك امر نسبى است و مستلزم اعمال قضاوت حرفه اى مى باشد. مثلا براى شركتى كه سرمايه آن بالغ بر صد ميليون ريال باشد، رقم 50000 ريال ممكن است بى اهميت تلقى گردد در صورتى كه همين رقم براى شركتى كه سرمايه آن يك ميليون ريال است مبلغى با اهميت به شمار مى رود. بايد توجه داشت كه اهميت هرگز به معناى ناديده گرفتن اقلام فاقد اهميت نمى باشد. بلكه رويدادها صرفنظر از اهميت آنها بايد مدنظر قرار گيرند. احتياط( محافظه كارى ) در مواردى كه براى اندازه گيرى يك رويداد، روشها و رويه هاى متفاوتى كه همگى منطبق با اصول پذيرفته شده حسابدارى است وجود داشته باشد، احتياط ايجاب مى كند كه روش يا رويه اى انتخاب شود كه تاثير افزايش كمترى بر سود دوره و جمع داراييها داشته باشد. از جمله موارد رعايت محافظه كارى، بكارگيرى قاعده اقل بهاى تمام شده يا خالص ارزش فروش، در ارزيابى موجودى ها و سرمايه گذارى ها مى باشد. فزونى منفعت بر هزينه بر اساس اين محدويت، هزينه تهيه اطلاعات حسابدارى بايد بر منافع حاصل از بكارگيرى اين اطلاعات فزونى نداشته باشد، به عبارت ديگر اطلاعات حسابدارى بايد مقرون به صرفه باشند. معنى صريح اين عبارت اين است كه هزينه تهيه اطلاعات حسابدارى بيشتر از منافع حاصل از بكارگيرى اين اطلاعات نباشد. خصوصيات صنعت ويژگى ها و خصوصيات برخى از صنايع، روشها و رويه هاى خاصى را مى طلبد. در برخى از موارد ممكن ويژگى يك صنعت خاص، بكارگيرى روشى را ايجاب نمايد كه مطابق اصول پذيرفته شده حسابدارى نباشد. اين ويژگى مى تواند استثناء در بكارگيرى اصول و رويه هاى حسابدارى را توجيه نمايد. مثلا درپيمانكارى قبل از تكميل فرآيند كسب سود و همزمان با پيشرفت كار، درآمد شناسايى مى گردد كه اين خود استثنايى بر اصول پذيرفته شده حسابدارى محسوب مى گردد. علاوه بر اين چنانچه بكارگيرى يك روش مغاير با استانداردهاى حسابدارى، منجر به ارائه اطلاعات سودمندتر، يا مانع نتيجه گيرى هاى گمراه كننده گردد، بكارگيرى آن روش با اينكه مغاير اصول پذيرفته شده به شمار مى رود مجاز است. مشروط بر اينكه بنحو مطلوب افشاء و دلايل مربوط ارائه گردد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهبود ملکی  | 

تبليغات X حسابداری معرفی منابع با سلام و عرض ارادت خدمت تمام دوستان حسابدار و غیر حسابدار از بازدید کنندگان محترم این وبلاگ تقاضا می شود جهت معرفی کتب و منابع در درس اصول حسابداری ۱ که در سطح کشور موجود می باشد در بخش نظرات و یا به صورت ایمیل اینجانب را یاری رسانید. لطفا مشخصات کتاب مربوطه را به طور کامل درج فرمایید( به طور مثال): نام كتاب: نام نويسنده: مترجم (در صورت ترجمه به فارسي شدن): شماره (نشريه هاي سازمان حسابرسي): سال نشر: نام انتشارات: + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 10:43 توسط منصور | شركتهاى سهامى شرکتهای سهامی شركتهاى سهامى يكى از اشكال عمده موسسات تجارى هستند كه در ميان ساير اشكال حقوقى رواج بيشترى داشته، ميزان داراييها و تعداد كاركنان زيادى دارند و از حجم عمليات بالايى برخوردار مى باشند. طبق ماده 1 قانون تجارت؛ «شركت سهامى شركتى است كه سرمايه آن به سهام تقسيم شده و مسؤوليت صاحبان سهام، محدود به مبلغ اسمى سرمايه آنها مى باشد». انواع شركتهاى سهامى طبق قانون تجارت شركتهاى سهامى به دو نوع تقسيم مى شوند: الف - شركتهاى سهامى عام: شركتهايى كه موسسين آنها قسمتى از سرمايه شركت را از طريق فروش سهام به مردم تامين مى كنند، شركت سهامى عام ناميده مى شوند. ب - شركتهاى سهامى خاص: شركتهايى كه تمام سرمايه آنها در موقع تاسيس منحصرا توسط موسسين تامين مى گردد، شركتهاى سهامى خاص ناميده مى شوند. *: در شركتهاى سهامى عام و خاص عبارت «شركت سهامى عام» و «شركت سهامى خاص» بايد قبل از نام شركت يا بعد از آن بلافاصله در كليه اوراق، اطلاعيه ها و آگهى هاى شركت به طور روشن و خوانا قيد گردد. تفاوتهاى عمده بين شركتهاى سهامى عام و خاص 1- قسمتى از سهام شركت سهامى عام در مرحله تاسيس به مردم عرضه مى شود، در حالى كه سهام شركتهاى سهامى خاص، بايد كلا توسط موسسين تامين گردد. 2- تعداد شركاء در شركت سهامى عام حداقل 5 نفر و در شركت سهامى خاص 3 نفر مى باشد. 3 - سرمايه شركت سهامى عام در هنگام تاسيس حداقل 5 ميليون ريال و در شركتهاى سهامى خاص حداقل يك ميليون ريال مى باشد. 4 - مبلغ اسمى سهام شركتهاى سهامى عام نبايد بيشتر از 10000 ريال باشد. ولى در شركتهاى سهامى خاص سقفى براى آن وجود ندارد. 5 - شركت سهامى عام مى تواند طبق قانون تجارت، اوراق قرضه منتشر نمايد در حالى كه براى شركتهاى سهامى خاص چنين امرى پيش بينى نشده است. 6 - در مورد پاداش مديران، مبلغ پاداش در شركت سهامى عام از 5% و در شركت سهامى خاص از 10% سود قابل پرداخت به صاحبان سهام نبايد تجاوز كند. 7- در هنگام تاسيس شركت سهامى عام، موسسين بايد حداقل 20% سهام شركت را تعهد نمايند، در حالى كه در شركتهاى سهامى خاص موسسين بايد 100% سهام شركت را تعهد كنند. 8 - در تاسيس شركت سهامى عام تشكيل مجمع عمومى موسس اجبارى است در حالى كه در شركت سهامى خاص الزامى نمى باشد. ويژگى هاى شركت سهامى الف - شخصيت قانونى مستقل ب - مسؤوليت محدود سهامداران ج - جدايى مديريت و صاحبان سهام د - تداوم بقاء و قابليت انتقال مالكيت ﻫ - سهولت جمع آورى سرمايه و - كنترل و نظارت دولتى سازمان شركتهاى سهامى سهامداران كه مالكين اصلى شركت مى باشند شركت را بر اساس شرايط و مقرراتى كه در قوانين تجارى و اساسنامه شركت آمده است اداره و بر آن نظارت مى نمايند. براى اداره امور شركت، سهامداران در مجمع عمومى صاحبان سهام از ميان خود افرادى را جهت عضويت در هيات مديره و اداره شركت انتخاب مى كنند. برنامه ها و خط مشى آتى شركت به وسيله هيات مديره ترسيم و نظارت بر كار اين هيات از طريق بازرسان قانونى كه منتخب سهامداران مى باشند صورت مى گيرد. به موجب قانون تجارت شركتهاى سهامى داراى سه ركن اساسى زير مى باشند: ۱- مجمع عمومى صاحبان سهام الف - مجمع عمومى اوليه يا مؤسس ب - مجمع عمومى عادى ج - مجمع عمومى فوق العاده ۲- هیات مدیره ۳- بازرسان تشكيل شركت سهامى هرگاه افرادى معين درصدد فعاليت در رشته خاصى از صنعت باشند، بايد در مورد ميزان سرمايه و نحوه تامين آن بررسى هاى لازم را بعمل آورده و چنانچه خود قادر به تامين تمام سرمايه آن نباشند، احتمالا اقدام به تاسيس شركت سهامى عام نمايند. مراحل تشكيل شركت سهامى عام طبق قانون تجارت،‌براى تاسيس شركت سهامى عام، موسسين بايد 20 درصد سرمايه شركت را تعهد نموده و لااقل 35% از مبلغ تعهد شده را در حسابى به نام شركت در شرف تاسيس نزد يكى از بانكها سپرده و سپس اظهارنامه اى به ضميمه طرح اساسنامه شركت و طرح اعلام پذيره نويسى سهام كه به امضاى كليه موسسين رسيده باشد،‌ در تهران به اداره ثبت شركتها و در شهرستانها به دايره ثبت شركتها تسليم و رسيد دريافت كنند. نكته: به طوركلى پذيره نويسى يعنى تعهد پرداخت يا تعهد انجام امرى. در شركتهاى سهامى منظور از پذيره نويسى، تعهد پرداخت بهاى سهم مى باشد. تشكيل شركت سهامى خاص براى تشكيل شركت سهامى خاص و ثبت آن در اداره ثبت شركتها، فقط تسليم اظهارنامه به ضميمه مدارك زير به مركز ثبت شركتها كافى مى باشد. الف - اساسنامه شركت ب - اظهارنامه اى كه دلالت بر تعهد كليه سهام و گواهينامه بانكى حاكى از تاديه قيمت نقدى آن كه نبايد كمتر از 35% كل سهام باشد. ج - قبول سمت مديريت و بازرسى توسط مديران و بازرسان بعد از انتخاب آنها د - ذكر نام روزنامه كثيرالانتشارى كه هر گونه آگهى راجع به شركت تا تشكيل اولين مجمع عمومى عادى در آن منتشر خواهد شد. تعريف و خصوصيات سهام سهم ، سند قابل معامله اى است كه نماينده مالكيت دارنده آن در شركت سهامى مى باشد و معمولا داراى حق راى، حق در سود، حق در داراييها و حق تقدم در خريد سهام جديد شركت مى باشد. سهام عادى، دارندگان سهام عادى صاحبان اصلى و نهايى شركت محسوب مى شوند ضمن آنكه آنها معمولا از تمامى حقوق ذكرشده براى سهام بهره مند هستند. سهام ممتاز، سهام ممتاز يكى از اجزاء حقوق صاحبان سهام است، اما برخى از ويژگيهاى سهام عادى و اوراق قرضه را ممكن است تواما دارا باشد. پاره اى از ويژگيهاى سهام ممتاز عبارتند از: اولويت در دريافت سود، قابليت تبديل به سهام عادى، نداشتن حق راى، اولويت نسبت به سهام عادى در هنگام تصفيه، و قابليت بازخريد از طرف شركت. صرف (كسر) سهام، اگر سهام به بهايى بيش (كمتر) از ارزش اسمى يا ارزش اظهار شده به فروش رسد، مازاد (كسرى) را صرف (كسر) سهام مى نامند. سهام مجاز، تعداد سهامى كه شركت قانونا مجاز به انتشار آن است. سهام منتشر شده، تعداد سهامى كه صادر شده است. سهام جارى (سهام در دست سهامداران يا سهام در جريان)، سهامى كه منتشر شده و در دست سهامداران است. در ايران سهام منتشر شده و سهام جارى، از آنجا كه سهام خزانه وجود ندارد با هم برابرند. سهام خزانه، سهامى كه قبلا منتشر شده و بعدا توسط خود شركت بازخريد شده است. بازخريد سهام در قانون تجارت ايران ممنوع است. سهام تعهد شده (پذيره نويسى شده)، سهامى كه بطور نسيه فروخته شده و بهاى آن به طور كامل دريافت نشده است. سهام با ارزش اسمى، ارزش اسمى هر سهم، مبلغ معين شده براى هر سهم است كه در اساسنامه شركت سهامى منعكس مى گردد و روى هر ورقه سهم نيز چاپ مى شود. بر اساس قانون تجارت ايران ارش اسمى هر سهم نبايد از 10000 ريال تجاوز كند. سهام بدون ارزش اسمى، انتشار اينگونه سهام بر اساس قانون تجارت ايران ممنوع است ولى در برخى از كشورها چنين سهامى منتشر مى شود و ارزشى نيز توسط مديريت براى آن تعيين مى گردد. اصطلاحا به اين ارزش، ارزش اظهار شده (ارزش اعلام شده يا ارزش تعيين شده) اطلاق مى شود. از نظر مقاصد حسابدارى استفاده از ارزش اظهار شده همانند استفاده از ارزش اسمى است. سهام با نام، سهام بانام سهامى است كه روى آن نام دارنده آن قيد مى گردد. نقل و انتقال اين نوع سهام بايد در دفتر سهام شركت به ثبت برسد و صاحب سهم بايد شخصا يا توسط وكيل خود انتقال را در دفتر شركت تصديق و امضا نمايد. سهام بى نام، سهامى است كه روى آن نام صاحب آن ذكر نمى گردد و به صورت سند در وجه حامل بوده و دارنده آن، مالك آن شناخته مى شود مگر آنكه خلاف آن قانونا ثابت شود. + نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 15:47 توسط منصور | سرفصلهای مهم در آزمون ارشد از مبحث شرکتهای تضامنی قابل توجه دانشجویان مقطع کارشناسی در درس اصول ۲ سرفصلهای زیر در مبحث شرکتهای تضامنی همواره مورد تاکید آزمون های ارشد قرار گرفته و هر ساله چندین تست از آنها در سوالات درس حسابداری مالی طرح می شود: ۱- تسهیم (تخصیص) سود و زیان ۲- تغییر در ترکیب شرکا ( ورود و خروج شریک) ۳- تغییر در نسبت تقسیم سود و زیان ۴- حسابداری انحلال و تصفیه + نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 10:59 توسط منصور | شرکتهای تضامنی 4(پایان مطالب) صورت حساب سرمايه شركاء در شركتهاى تضامنى در پايان دوره مالى، جهت نشان دادن تغييرات سرمايه در طى سال، صورتحسابى به نام صورتحساب سرمايه شركاء تهيه و همه تغييرات سرمايه شركاء‌در آن نمايش داده مى شود. شكل و نحوه ارائه آن به شرح زير مى باشد: صورتحساب سرمايه شركاء براى سال مالى منتهى به 29/12/...x ... شرح آقاى الف آقاى ب آقاى ج جمع مانده سرمايه در 1/1/...x ... ×× ×× ×× ×× اضافه مى شود سرمايه گذارى مجدد ×× ×× ×× ×× اضافه (كسر) مى شود: سود (زيان) خالص دوره ××(××) ××(××) ××(××) ××(××) جمع ×× ×× ×× ×× كسر مى شود: برداشتها (×) (×) (×) (×) مانده سرمايه در 29/12/...x ... ×× ×× ×× ×× ساير مباحث مربوط به شركتهاى تضامنى ورود (پذيرش) شريك جديد طبق ماده 123 قانون تجارت، هر يك از شركاء در صورتى مى تواند سهم الشركه خود را به شخص ديگرى واگذار نمايد كه رضايت تمام شركاء را فراهم نموده باشد. به عبارت ديگر، در صورتى شريك جديد مى تواند به شركت تضامنى وارد شود كه تمام شركاء با ورود وى موافق باشند. هر شخصى كه به عنوان شريك جديد به شركت تضامنى وارد مى شود، مسؤول كليه قروض شركت مى باشد. خواه اين قروض قبل از ورود وى ايجاد شده باشد يا پس از ورود وى، هر قرارى كه برخلاف اين بين شركاء ترتيب داده شود، در مقابل اشخاص ثالث «كان لم يكن» تلقى مى گردد. در عمل ورود شريك جديد به دو صورت امكانپذير مى باشد: 1- خريد تمام يا قسمتى از سهم شريك ( شركاء) قديم 2- سرمايه گذارى در شركت الف: ورود شريك جديد از طريق خريد تمام يا قسمتى از سهم شريك (شركاء) قديم هرگاه شريك جديد از طريق خريد تمام يا قسمتى از سهم الشركه (حقوق) شركاى قديم به شركت تضامنى وارد شود هيچگونه تغييرى در داراييها و بدهيهاى شركت صورت نمى گيرد و تنها سرمايه شركاء تغيير پيدا مى كند. زيرا فروش سهم الشركه شريك قديم و خريد آن توسط شريك جديد يك معامله شخصى بوده و قيمت مورد توافق و مبلغ تحصيل شده توسط شريك جديد هيچ ارتباطى به شركت ندارد. آنچه شريك قديم بابت فروش سهم خود از شريك جديد دريافت مى دارد، دارايى شخصى وى بوده و در زمره داراييهاى شركت به حساب نمى آيد. مثال: حسن و حسين شركاى يك شركت تضامنى بوده و سرمايه هر كدام از آنها معادل 400000 ريال مى باشد. در 20 اسفند سال 81 حسن با موافقت شريك خود، سهم الشركه خود را به مبلغ 250000 ريال به داريوش فروخت. مطلوبست ثبت دفاتر شركت. تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار 20 اسفند سال 81 حساب سرمايه حسن حساب سرمايه داريوش بابت ورود داريوش از طريق خريد سهم الشركه حسن 400000 400000 همان طور كه ملاحظه مى كنيد فروش سهم الشركه به قيمت كمتر از ارزش دفترى آن، هيچ گونه تاثيرى بر داراييها، بدهيها و سرمايه شركت ندارد. ب: ورود شريك جديد از طريق سرمايه گذارى در شركت در شرايطى كه شركت به سرمايه بيشترى نياز داشته باشد، ممكن است با توافق شركاء شريك جديدى از طريق سرمايه گذارى مستقيم در شركت پذيرفته مى شود. در اين شرايط دو حالت متصور مى باشد. اول اينكه ممكن است به هنگام ورود شريك جديد، داراييها و بدهيهاى شركت مورد ارزيابى قرار نگيرد. دوم اينكه داراييها و بدهيهاى شركت به هنگام ورود شريك جديد، مورد تجديد ارزيابى قرار گيرند. 1- ب : ورود شريك جديد بدون تجديد ارزيابى داراييها و بدهيها در اين شرايط ملاك همه محاسبات، سرمايه (سهم الشركه) شركاء مى باشد. در اين صورت شريك جديد تحت يكى از شرايط زير وارد شركت مى شود: 1- اختصاص پاداش به شركاى قديم 2- اختصاص سرقفلى به شركاى قديم 3- اختصاص پاداش به شريك جديد 4- عدم اختصاص پاداش به طرفين (سرمايه گذارى به ارزش دفترى) 1-1- ب: اختصاص پاداش به شركاى قديم در مواردى كه شركت تضامنى از وضع مالى مطلوب و روند سودآورى مناسبى برخوردار باشد، شركاى قديم براى ورود شريك جديد، مبلغى بيشتر از آنچه به بستانكار حساب سرمايه وى منظور خواهد شد، مطالبه مى نمايند. اين امر به منزله اختصاص پاداش به شركاى قديم بوده و مبلغ اضافى به نسبت تقسيم سود و زيان (مقرر در شركتنامه)، به بستانكار حساب سرمايه شركاى قديم منتقل مى گردد. مثال الف : افشين و رامين شركاى شركت تضامنى افشين و شركاء‌بوده و سهم الشركه هر يك از آنها 500000 ريال مى باشد. آنها به ترتيب به نسبت 40% و 60% در سود و زيان سهيم هستند. در 15 ارديبهشت سال 1382 شركاء‌ توافق نمودند كه سعيد با پرداخت مبلغ 800000 ريال به عنوان شريك جديد وارد شركت شود و مالك 25% سرمايه شركت شود و به همين نسبت نيز در سود و زيان سهيم گردد. مطلوبست محاسبا ت لازم جهت ورود شريك جديد و محاسبه نسبتهاى جديد هر يك از شركاء. سرمايه شركاى قديم 1000000= 500000 + 500000 سرمايه گذاري سعيد 800000 جمع سرمايه شركاء‌بعد از ورود سعيد 1800000 سهم الشركه سعيد از سرمايه شركت 450000 = 25% × 1800000 پاداش شركاى قديم 350000 = 450000 - 800000 پس از ورود سعيد نسبت مشاركت شركاى قديم در سود و زيان نيز تغيير مى كند. سهم شركاى قديم از سود و زيان پس از ورود سعيد 75% = 25% - 1* سهم افشين از سود وزيان پس از ورود سعيد 30% = 40% × 75% سهم رامين از سود و زيان پس از ورود سعيد 45% = 60% × 75% *: 1 در اينجا به منزله 100 درصد سرمايه شركت مى باشد كه سهم سعيد معادل 25% از آن كم خواهد شد و مابقى سهم مربوط به شركاى قديم مى باشد. 2-1- ب : اختصاص سرقفلى به شركاى قديم اين حالت نيز مانند مثال قبل زمانى اتفاق مى افتد كه شريك جديد به علت وجود عوامل مثبت نظير موقعيت محلى واحد تجارى، برترى كيفيت محصول، معروفيت و تخصص برتر مديريت،‌حاضر است بيشتر از سهم الشركه خود در شركت سرمايه گذارى نمايد. عوامل فوق غير مادى و نامشهود بوده و ممكن است شركتى به خاطر دارا بودن اين عوامل سودى بيش از سود متعارف شركتهاى مشابه در صنعتى كه فعاليت دارد كسب نمايد. به اين عوامل اصطلاحا «سرقفلى» گويند. به عبارت ديگر سرقفلى عبارت است از مبلغى كه خريدار حاضر است مازاد بر ارزش واقعى داراييهاى مشهود پرداخت نمايد. چون سرقفلى به تدريج ايجاد مى شود لذا شناسايى و ثبت آن در دفاتر با توجه به اصل تحقق و اصل بهاى تمام شده جايز نيست،‌ مگر در شرايطى كه اين دارايى خريدارى گردد. مثال : با توجه به مثال الف چنانچه سعيد با پرداخت مبلغ 800000 ريال به عنوان شريك جديد پذيرفته شود و 25%‌ سرمايه شركت به او اختصاص يابد و شركاء‌ توافق نمايند كه حساب سرقفلى در دفاتر افتتاح گردد، نحوه محاسبه سرقفلى به شرح جدول زير خواهد بود: سهم سعيد در 25% سرمايه شركت 800000 = x 25% خالص ارزش واقعي داراييهاى شركت 3200000 = x سرمايه شركاى قديم 1000000 سرمايه شريك جديد 800000 خالص داراييهاى مشهود (1800000) سرقفلى 1400000 ثبت دفاتر با توجه به محاسبات فوق تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار سال 82 15/2 15/2 حساب صندوق حساب سرمايه سعيد بابت سرمايه گذارى سعيد حساب سرقفلى حساب سرمايه افشين(40%×1400000) حساب سرمايه رامين (60%×1400000) بابت شناسايى و ثبت سرقفلى 800000 1400000 800000 560000 840000 *: اگر قرار بر اين بود كه سعيد بابت سرقفلى شركت مبلغى پرداخت نمايد ولى حساب سرقفلى در دفاتر افتتاح نشود، حساب صندوق بدهكار و حساب سرمايه شركاى قديم به نسبت تقسيم سود و زيان، از مبلغ پرداخت شده بابت سرقفلى بستانكار مى گرديد. 3-1- ب : اختصاص پاداش به شريك جديد هنگامى كه شريك جديد داراى تخصص و يا توانايى ويژه اى باشد، شركاى قديم به منظور استفاده از تخصص و توانايى وى در جهت پيشرفت و سود دهى شركت، ممكن است توافق نمايند كه شريك جديد با پرداخت مبلغ كمترى نسبت به آنچه كه به بستانكار حساب سرمايه اش منظور مى شود، وارد شركت شود. اين امر به منزله پاداش و امتيازى است كه شركاى قديم براى شريك جديد قائل شده اند و مبلغ اضافى به بدهكار حساب سرمايه شركاى‌ قديم منظور مى گردد. با توجه به مثال الف فرض كنيد شركاء توافق نمودند كه سعيد با پرداخت 400000 ريال مالك 40% سرمايه شركت گردد و به همين نسبت در سود و زيان شركت سهيم شود. سرمايه شركاى قديم 1000000 = 500000 + 500000 وجه نقد سرمايه گذارى شده توسط سعيد 400000 جمع سرمايه پس از ورود سعيد 1400000 × درصد مالكيت سعيد در سرمايه شركت 40% سرمايه سعيد بر اساس توافق شركاء‌ 560000 وجه پرداختى توسط سعيد (400000) پاداش شريك جديد 160000 ثبت دفاتر با توجه به جدول فوق تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار حساب صندوق حساب سرمايه افشين (40% ×160000) حساب سرمايه رامين (60% × 160000) حساب سرمايه سعيد بابت سرمايه گذارى سعيد و اختصاص پاداش به وى 400000 64000 96000 560000 4-1- ب : سرمايه گذارى مستقيم و عدم اختصاص پاداش به طرفين در صورتى كه امتيازات شريك جديد و مطلوبيت شركت تضامنى جبران كننده يكديگر باشند، ممكن است شريك جديد معادل آورده خويش، مالك سرمايه شركت گردد. با توجه به مثال الف چنانچه سعيد مبلغ 500000 ريال در شركت سرمايه گذارى نمايد و در ⅓ سرمايه شركت سهيم گردد، مطلوبست محاسبات لازم. خالص داراييها (حقوق صاحبان سرمايه) قبل از ورود سعيد 1000000 وجه نقد سرمايه گذارى شده توسط سعيد 500000 جمع خالص داراييها پس از ورود سعيد 1500000 × نسبت مالكيت سعيد در سرمايه شركت ⅓ سهم سعيد از سرمايه شركت 500000 وجه نقد سرمايه گذارى شده توسط سعيد (500000) پاداش شركاء - 0 - ثبت دفاتر با توجه به حالت فوق تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار حساب صندوق حساب سرمايه سعيد بابت سرمايه گذارى سعيد 500000 500000 2- ب: ورود شريك جديد و تجديد ارزيابى داراييها و بدهيها در اغلب موارد، ‌در زمان ورود شريك جديد، ارزش داراييها و بدهيهاى ثبت شده در دفاتر شركت مورد توافق شركاى قديم و جديد قرار نمى گيرد. ممكن است شركاى قديم ادعا نمايند كه ارزش داراييهاى شركت بيش از ارزشى است كه در دفاتر ثبت شده است و يا شريك جديد ادعا نمايد كه ارزش داراييهاى شركت در اثر گذشت زمان كاهش يافته است. همچنين در مورد بدهيها نيز ممكن است عدم توافقهايى وجود داشته باشد. در اين شرايط،‌كليه اقلام دارايي و بدهى با توافق شركاء و يا توسط كارشناس رسمى ارزيابى و اثرات ناشى از تجديد ارزيابى در حسابى تحت عنوان «حساب تجديد ارزيابى» منظور مى شود. مانده حساب تجديد ارزيابى‌ كه سود يا زيان ناشى از تجديد ارزيابى مى باشد، به نسبت تقسيم سود و زيان مقرر در شركتنامه به حساب سرمايه ى شركاى قديم منتقل مى گردد. به سود و زيان ناشي از تجديد ارزيابى سود و زيان حاصل از نگهدارى دارايي و بدهى نيز مى گويند. مثال: نسبت تقسيم سود و زيان در شركت تضامنى الف و ب به ترتيب 3 و 2 مى باشد. ترازنامه اين شركت در 30 مهرماه سالجارى به شرح زير است: شركت تضامنى الف و ب ترازنامه در تاريخ 30 مهر سالجارى وجوه نقد 60000 حسابهاى دريافتنى 100000 ساختمان 200000 تجهيزات 50000 جمع 410000 حسابهاى پرداختنى 110000 سرمايه شركاء: سرمايه الف 200000 سرمايه ب 100000 جمع 410000 درتاريخ فوق شركاء‌ توافق نمودند كه آقاى ج با شرايط زير وارد شركت گردد: 1- نسبت سود و زيان پس از ورود آقاى ج به ترتيب 3 و 2 و 1 باشد. 2- آقاى ج مبلغ 100000 ريال به عنوان سرمايه به شركت پرداخت نمايد. 3- سرقفلى شركت به مبلغ 50000 ريال شناسايى و شريك جديد از اين بابت مبلغى پرداخت نكند. 4- ذخيره اى معادل 20000 ريال براى حسابهاى دريافتنى منظور گردد. 5- ساختمان شركت به مبلغ 300000 ريال و تجهيزات شركت به مبلغ 35000 ريال ارزيابى شد. هزينه تجديد ارزيابى بالغ بر 40000 ريال گرديد كه قرار شد به عهده شريك جديد باشد و بايد طى سالجارى به شركت پرداخت نمايد. مطلوبست ثبتهاى لازم به مناسبت ورود شريك جديد و تجديد ارزيابيها . تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار سالجارى 30 مهر حساب صندوق حساب سرمايه ج بابت ورود شريك جديد حساب سرقفلى حساب سرمايه الف حساب سرمايه ب بابت شناسايى سرقفلى و تخصيص آن به شركاى قديم حساب تجديد ارزيابى حساب ذخيره مطالبات مشكوك الوصول بابت در نظر گرفتن ذخيره براى مطالبات حساب ساختمان حساب تجديد ارزيابى بابت تجديد ارزيابى قيمت ساختمان حساب تجديد ارزيابى حساب تجهيزات بابت تجديد ارزيابى تجهيزات شركت حسابهاى دريافتنى حساب صندوق پرداخت هزينه هاى تجديد ارزيابى به حساب شريك جديد حساب تجديد ارزيابى حساب سرمايه الف حساب سرمايه ب ثبت انتقال سود تجديد ارزيابى به سرمايه شركاى قديم 100000 50000 20000 100000 15000 40000 65000 100000 30000 20000 20000 100000 15000 40000 39000 26000 حساب تجديد ارزيابی 20000 15000 100000 65000 خروج شريك از شركت تضامنى شركايى كه تشكيل شركت تضامنى مى دهند حق ندارند بدون رضايت ساير شركاء از شركت خارج شده و سهم الشركه خود را به اشخاص ثالث واگذار نمايند (طبق ماده 123 قانون تجارت). هر شريك با رضايت ساير شركاء‌ مى تواند با دريافت وجه نقد يا ساير داراييها، سهم الشركه خود را واگذار نموده و از شركت خارج شود. خروج شريك از شركت عملا به دو طريق امكان پذير مى باشد: 1- واگذارى سهم الشركه به يك يا تعدادى از شركاى باقيمانده 2- دريافت داراييهاى شركت الف: واگذارى سهم الشركه به يك يا تعدادى از شركاى باقيمانده خروج شريك و واگذارى سهم الشركه به يك يا تعدادى از شركاى باقيمانده مبادله اى شخصى بوده و بر داراييها و بدهيهاى شركت هيچگونه تاثيرى ندارد. اين امر تنها به جابجايى نام شركاء‌ و تعويض و تغيير مالكيت آنان در دفاتر شركت منجر مى شود. زيرا دارايى كه به شريك خارج شونده واگذار مى گردد از محل داراييهاى شخصى شركاء‌ بوده و يا بدهى كه در اين رابطه ايجاد مى شود، بدهى شخصى شركاء مى باشد و هيچ ارتباطى به شركت ندارد. ب:‌ خروج شريك از طريق دريافت داراييهاى شركت در شرايطى كه سهم شريك خارج شونده، از محل داراييهاى شركت پرداخت گردد، به طور همزمان داراييها و سرمايه شركت كاهش مى يابد. خروج شريك از اين طريق ممكن است منجر به تجديد ارزيابى يا عدم تجديد ارزيابى داراييها و بدهيها گردد. ۱- ب: خروج شريك بدون تجديد ارزيابى اگر هنگام خروج شريك هيچگونه تجديد ارزيابى در مورد داراييها و بدهيهاى شركت صورت نگيرد،‌ مبلغ پرداختى به شريك خارج شونده بر اساس ميزان سهم الشركه وى تعيين مى گردد. در اين حالت ممكن است شريك خارج شونده: 1- با دريافت داراييهاى شركت معادل ارزش دفترى سهم الشركه خود، از شركت خارج شود. 2- با دريافت داراييهاى شركت بيشتر از ارزش دفترى سهم الشركه خود، از شركت خارج شود. 3- با دريافت داراييهاى شركت كمتر از ارزش دفترى سهم الشركه خود، از شركت خارج شود. 1-1- ب: دريافت داراييهاى شركت معاد سهم الشركه (سرمايه) در صورتى كه مبلغ پرداختى به شريك خارج شونده، معادل سهم الشركه وى باشد،‌عمل خروج شريك با بدهكار نمودن حساب سرمايه شريك خارج شونده و بستانكار نمودن وجوه نقد يا ساير داراييها به همين مبغ صورت مى گيرد. در اين حالت داراييها و سرمايه به يك نسبت كاهش مى يابد. 2-1- ب: دريافت داراييهاى شركت بيشتر از سهم الشركه (سرمايه) هرگاه شركت از سودآورى بالايى برخوردار بوده يا داراى ارزش نامشهودى باشد (سرقفلى)، شريك به هنگام خروج از شركت، ممكن است مبلغى بيشتر از مانده سرمايه خود،‌ از شركت مطالبه نمايد. مبلغى كه مازاد بر سرمايه شريك خارج شونده به وى پرداخت مى گردد،‌ به مثابه اختصاص پاداش به اين شريك مى باشد و به نسبت تقسيم سود و زيان به بدهكار سرمايه شركاى باقيمانده منتقل مى گردد. مثال: آقايان الف و ب و ج كه شركاى يك شركت تضامنى بوده و سهم الشركه هر كدام 600000 ريال مى باشد، به ترتيب به نسبت 1 و 2 و 2 در سود و زيان سهيم مى باشند. در دوازدهم دى ماه آقاى الف با دريافت مبلغ 750000 ريال از داراييهاى شركت،‌ از اين شركت خارج شد. مطلوبست ثبت دفتر روزنامه شركت. تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار 12 دى ماه حساب سرمايه الف حساب سرمايه ب (50% ×150000) حساب سرمايه ج (50% ×150000) حساب صندوق 600000 75000 75000 750000 3-1- ب: دريافت داراييهاى شركت كمتر از سهم الشركه (سرمايه) اين حالت زمانى پيش مى آيد كه مشاركت در شركت تضامنى، براى شريك خارج شونده مطلوبيتى نداشته باشد. در اين حالت وى حاضر است با دريافت مبلغى كمتر از مانده سرمايه خود،‌ از شركت خارج شود. اين امر به منزله اختصاص پاداش به شركاى باقيمانده بوده و موجب افزايش سرمايه آنها مى گردد. اين عمل با بستانكار نمودن سرمايه شركاى باقيمانده به نسبت مشاركت در سود و زيان شركت و معادل مبلغى كه كمتر از سرمايه شريك خارج شونده پرداخت گرديده، صورت مى گيرد. 2- ب: خروج شريك و تجديد ارزيابى اگر در مورد سهم الشركه واقعى شريك خارج شونده، بين شركاء توافق بوجود نيايد، به ناچار داراييها و بدهيهاى واحد تجارى تجديد ارزيابى شده، مازاد به نسبت تقسيم سود و زيان و پس از كسر ماليات، بين شركاء تقسيم مى شود. جهت تعيين سهم الشركه شريك خارج شونده و بستن حسابهاى وى در دفاتر شركت، مراحلى به شرح زير صورت مى گيرد: 1- يك حساب تجديد ارزيابى در دفاتر افتتاح و نتيجه ارزيابيها در آن منعكس و مانده اين حساب كه سود و زيان ناشى از تجديد ارزيابى مى باشد به نسبت تقسيم سود و زيان به حساب سرمايه شركاء منتقل مى گردد. 2- حسابى تحت عنوان «حساب سهم الشركه» براى شريك خارج شونده در دفاتر افتتاح مى گردد. 3- مانده حساب سرمايه شريك خارج شونده را به حساب سهم الشركه وى منتقل نموده و حساب سرمايه وى بسته مى شود. 4- بهره سرمايه، حق الزحمه (در صورتى كه تعيين شده باشد) و سهم شريك خارج شونده از سود و زيان تا زمان حضور وى در شركت محاسبه و به حساب سهم الشركه اش منتقل گردد. 5- سهم شريك خارج شونده از اندوخته به نسبت تقسيم سود و زيان محاسبه و به حساب سهم الشركه اش منتقل مى گردد. 6- مانده حساب برداشت، حساب جارى و حساب وام شريك خارج شونده، به حساب سهم الشركه اش منتقل مى گردد. 7- در پايان تنها حساب مربوط به شريك خارج شونده كه هنوز در دفاتر شركت بسته نشده (يعنى حساب سهم الشركه) بدهكار و حساب دارايى واگذار شده بستانكار مى شود و بدين ترتيب همه حسابهاى شريك خارج شونده در دفاتر بسته مى شوند. فوت شريك هرگاه يكى از شركاء فوت نمايد خودبخود از شركت خارج مى شود. ادامه فعاليت شركت پس از فوت هر يك از شركاء منوط به رضايت قائم مقام متوفى و ساير شركاء مى باشد. اگر شركاء باقيمانده بخواهند به فعاليت شركت ادامه دهند، بايد سهم الشركه شخص متوفى را محاسبه و به ورثه قانونى وى پرداخت يا به عنوان بدهى واحد تجارى منظور نمايند. عمليات و مراحل لازم براى محاسبه سهم الشركه متوفى همانند عمليات مربوط به خروج شريك مى باشد كه قبلا تشريح گرديد. انحلال شركت طبق ماده 136 قانون تجارت، شركت تضامنى در موارد زير منحل مى گردد: 1- مقصود‌ى كه شركت براى انجام آن تشكيل گرديده انجام شده باشد و يا انجام آن غير ممكن گردد. 2- شركت براى مدت معينى تشكيل و آن مدت منقضى شده باشد. 3- در صورت ورشكستگى شركت. 4- در صورت توافق شركاء. 5- به درخواست هر يك از شركاء با در دست داشتن حكم انحلال از دادگاه. 6- در صورت فوت يا محجور شدن يكى از شركاء و عدم موافقت قائم مقام وى به ادامه فعاليت شركت. 7- در صورت ورشكستگى هر يك از شركاء و گذشت شش ماه از تقاضاى مدير تصفيه. تصفيه شركت طبق ماده 203 قانون تجارت پس از انحلال شركت، امر تصفيه بايد بوسيله مدير يا مديران شركت صورت گيرد. به هر حال، مدير تصفيه بايد داراييهاى شركت را فروخته، مطالبات شركت را وصول، بدهيهاى شركت را پرداخت نموده، باقيمانده وجوه نقد را به نسبت سهم الشركه (سرمايه) بين شركاء تقسيم نمايد و حسابهاى دفاتر شركت را ببندد. معمولا، تا زمانى كه كليه داراييهاى شركت به وجه نقد تبديل نشده و بدهيها و تعهدات شركت پرداخت نگردد، وجهى به شركاء پرداخت نمى شود. اگر نقدينگى واحد تجارى پس از تبديل داراييها به نقد، براى تسويه حساب بدهيها و تعهدات شركت كافى نباشد، كسرى نقدينگى بايد از اموال شخصى شركاء تامين گردد. ممكن است انحلال شركت و تسويه حسابهاى آن به طور تدريجى و در طى مدتى صورت گيرد. اين روش تصفيه شركت، روش «تصيه تدريجى»‌ نام دارد (روش مذكور در درس حسابدارى پيشرفته 1 تدريس خواهد شد). روش ديگر تصفيه شركت، فروش داراييها، وصول مطالبات و پرداخت بدهيها در مدت زمانى معين (دوره زمانى كوتاه) مى باشد. در اين روش كه روش «تصفيه آنى» نام دارد ممكن است كليه داراييها به صورت يك مجموعه كلى در يك مرحله فروخته شده و كليه بدهيهاى شركت پرداخت گردد. اين روش خود به دو طريق صورت مى گيرد، طريقه اول با استفاده از حساب تصفيه و طريقه دوم با استفاده از حساب سود و زيان تصفيه. طريق اول – استفاده از حساب تصفيه در اين روش براى تصفيه امور شركت، مراحلى به شرح زير رعايت مى گردد: 1- حسابى تحت عنوان «حساب تصفيه» در دفتر كل افتتاح مى گردد. 2- معادل بهاى تمام شده داراييهاى غير نقدى، حساب تصفيه بدهكار و حساب داراييهاى مربوطه بستانكار مى گردد. بدين طريق حساب داراييهاى غير نقدى در دفاتر بسته مى شود. 3- به ترتيب كه داراييها به فروش مى رود يا مطالبات وصول مى گردد معادل قيمت فروش يا مبلغ وصول شده، حساب وجوه نقد بدهكار و حساب تصفيه بستانكار مى گردد. 4- پس از فروش داراييها و وصول مطالبات، از محل نقدينگى موجود، بدهيهاى شركت پرداخت شده و بدين ترتيب حساب بدهيها نيز بسته مى شود. تبصره: چنانچه هنگام تصفيه يكى از شركاء تمام يا قسمتى از يك بدهى را تقبل نمايد، حساب سرمايه وى معادل آن بستانكار مى گردد. 5- چنانچه هنگام تصفيه،‌ هزينه اى براى اين امر صورت گيرد، اين هزينه كه «هزينه تصفيه» نام دارد، در بدهكار حساب تصفيه ثبت مى گردد. 6- كليه حسابهاى ذخاير چون داراى مانده طبيعى بستانكار مى باشند،‌ در هنگام تصفيه بدهكار و حساب تصفيه بستانكار مى گردد. 7- پس از مراحل فوق، مانده حساب تصفيه كه در حقيقت سود يا زيان تصفيه مى باشد، به نسبت تقسيم سود و زيان، به حساب سرمايه شركاء‌ منتقل شده و اين حساب نيز بسته مى شود. 8- مانده حسابهاى اندوخته، جارى، برداشت و وام شركاء‌ به سرمايه آنها منتقل و اين حسابها نيز در دفاتر شركت بسته مى شوند. 9- در صورتى كه پس از انجام مراحل فوق، مانده حساب سرمايه شركاء‌ بستانكار باشد، حساب سرمايه شركا‌ء بدهكار و حساب وجوه نقد (كه مانده آن معادل سرمايه شركاء‌ مى باشد) را بستانكار نموده و بدين ترتيب همه حسابها بسته شده و مراحل تصفيه خاتمه مى يابد. طريق دوم - استفاده از حساب سود و زيان تصفيه در اين روش حسابى تحت عنوان سود و زيان تصفيه در دفتر كل افتتاح شده و هرگونه فروش داراييها و وصول مطالبات و پرداخت بدهيهاى كه مابه التفاوتى داشته باشد مبلغ مابه التفاوت در حساب سود و زيان تصفيه منظور مى شود. ساير مراحل پس از فروش دارييهاى، وصول مطالبات و پرداخت بدهيها همانند روش اول (استفاده از حساب تصفيه) از بند 7 خواهد بود. طرز عمل با مانده بدهكار حساب سرمايه شريك (شركاء) در صورتى كه پس از مراحل تصفيه، حساب سرمايه يك يا تعدادى از شركاء داراى مانده بدهكار باشد ( قبل از مرحله 9 فوق)، در برخورد با مانده بدهكار دو حالت وجود دارد: الف: توانايى شريك در تاديه مانده بدهكار سرمايه: در اين حالت ابتدا از شريك مزبور وجه نقد دريافت گرديده و سرمايه بدهكار اين شريك تسويه مى شود. به عبارت ديگر به ازاى وجه نقد دريافتى از شريك مزبور، حساب وجوه نقد بدهكار و حساب سرمايه آن شريك بستانكار مى گردد. ب: عدم توانايى شريك در تاديه مانده بدهكار سرمايه: در اين حالت، مانده بدهكار سرمايه شريك ورشكسته ، مانند زيان تصفيه،‌ به نسبت تقسيم سود و زيان، بين ساير شركاء تقسيم مى گردد. جهت بستن مانده بدهكار سرمايه شريك مزبور، حساب سرمايه بقيه شركاء به نسبت تقسيم سود و زيان بدهكار و حساب سرمايه شريكى كه داراى مانده بدهكار بوده نيز بستانكار مى گردد. + نوشته شده در سه شنبه پنجم مرداد 1389ساعت 10:49 توسط منصور | شرکتهای تضامنی 3 (ادامه مطلب) تقسيم سود و زيان در شركتهاى تضامنى طبق ماده 112 قانون تجارت، در صورتى كه هيچ گونه توافقى در رابطه با پرداخت حقوق و تقسيم سود صورت نگرفته باشد و در شركتنامه نيز نسبت خاصى مقرر نشده باشد، شركاء به نسبت سهم الشركه (سرمايه) خود،‌از سود وزيان شركت منتفع شده و زيان را هم پس از انحلال شركت، به همين نسبت تحمل خواهند كرد. روشهاى (مبانى) مختلف تقسيم سود عبارتند از: 1- به نسبت ثابتى كه بين شركاء مورد توافق گرفته است. 2- به نسبت سرمايه (سهم الشركه) شركاء. 3- تخصيص حقوق (پاداش) و تقسيم باقيمانده به نسبت ثابت. 4- تخصيص بهره سرمايه و تقسيم باقيمانده سود به نسبت ثابت. 5- تقسيم سود بر اساس مبانى مختلف. تقسيم سود و زيان به نسبت ثابت ساده ترين روش براى تقسيم سود و زيان، ارائه يك نسبت ثابت براى هر يك از شركاء بدون توجه به ميزان سرمايه و تخصص آنها مى باشد. اين روش در شرايطى كه اهميت سرمايه گذارى و تخصص شركاء براى شركت يكسان باشد، مناسب است. مثلا ممكن است نسبت تقسيم سود و زيان در شركتى كه دو شريك دارد به صورت مساوى (50%) يا به صورت كسرى، ¼ و ¾ و … باشد. مثال فرض كنيد آرش و دانش شركاى شركت تضامنى «آرش و برادر» سود و زيان را طبق شركتنامه به ترتيب به نسبت 3 /2 و 3/1 بين خود تقسيم نمايند. سود خالص و قابل تقسيم سال جارى 900000 ريال مى باشد. نحوه تقسيم سود بين شركاء به شرح جدول زير خواهد بود: شرح سهم آرش سهم دانش سود و زيان قابل تقسيم سود و زيان قابل تقسيم 900000 تقسيم سود و زيان به نسبت3 /2 و 3/1 600000 300000 (900000) سهم نهايى هر شريك 600000 300000 - 0 - براى بستن خلاصه حساب سود و زيان ثبت آرتيكل زير در دفتر روزنامه صورت مى گيرد: تاريخ شرح عطف بدهكار بستانكار خلاصه حساب سود و زيان حساب تقسيم سود ثبت انتقال سود سال جارى به حساب تقسيم سود حساب تقسيم سود حساب جارى آرش حساب جارى دانش بايت انتقال سود به حساب جارى شركاء 900000 900000 900000 600000 300000 تقسيم سود و زيان به نسبت سرمايه شركاء در مواردى كه ماهيت فعاليت شركت به نحوى است كه درآمد آن مستقيما به ميزان سرمايه گذاريها بستگى دارد، تقسيم سود و زيان به نسبت سرمايه شركاء روش مناسبى است. زمانى كه سرمايه شركاء مبناى تقسيم سود و زيان قرار مى گيرد بايد مشخص گردد كه سرمايه گذارى در كدام مقطع از دوره مالى، ‌ابتدا يا انتهاى آن صورت گرفته است. اگر سرمايه گذاريها در اواسط دوره مالى و يا به تدريج صورت گرفته باشد، ممكن است مبلغ متوسط سرمايه در طى دوره مبناى تقسيم سود و زيان قرار گيرد. سرمايه پايان دوره + سرمايه اول دوره = متوسط سرمايه هر شريك 2 تقسيم سود بر اساس تخصيص حقوق ( و پاداش) ، و تقسيم باقيمانده به نسبت ثابت در اين روش قسمتى از سود حاصل از فعاليت واحد تجارى ممكن است طبق توافق شركاء به عنوان حق الزحمه به شركايى كه خدماتى در شركت انجام داده اند تعلق گرفته و بقيه به نسبت معين بين شركاء‌ تقسيم شود. اگر پرداخت حق الزحمه به شريك يا شركاء در شركتنامه توافق شده باشد، مبلغ حق الزحمه تعهد شده، صرفنظر از وجود سود و زيان، بايد به حساب اين شركاء منظور گردد. در شركتنامه واحد تجارى، نحوه تخصيص پاداش ممكن است بر اساس سود قبل از كسر پاداش يا سود بعد از كسر پاداش محاسبه گردد.
+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهبود ملکی  | 

بسمه تعالی

 

 تجزیه  و تحلیل صورتهای مالی

صورتهای مالی یک شرکت نشان دهنده اطلاعات خام در زمینه داراییها، بدهیها و ارزش ویژه آن در گزارش ترازنامه و درآمدها و هزینه های موسسه در گزارش سود و زیان است بدون تجزیه و تحلیل صحیح این اطلاعات، نتایج گمراه کننده بسیاری ممکن است از این گزارشها استخراج گردد.

تجزیه و تحلیل نسبت ها

در تجزیه و تحلیل صورتهای مالی از یک «نسبت» که دو رقم متعلق به دو گروه مختلف از حسابها را به یکدیگر ارتباط می دهد، به عنوان ی ابزار اولیه استفاده می شود. تحلیلگران مالی از نسبتهای متعددی در تجزیه و تحلیلهای خود به قرار ذیل استفاده می کنند.

 

1-نسبت های نقدینگی

نقدینگی عبارتست از توانایی شرکت در تبدیل دارایی های غیر نقدی به وجه نقد و یا تحصیل وجه نقد به منظور پاسخگویی به تعهدات جاری خود. نقدینگی اصولاً مقوله ای کوتاه مدت است و از لحاظ دوره زمانی برابر یا کمتر از یک سال را شامل می شود. نسبتهای نقدینگی به شرح زیر است:

سرمایه در گردش

سرمایه در گردش برابر با فزونی داراییهای جاری از بدهیهای جاری است و در واقع حاشیه اطمینان و ایمنی برای طلبکاران به شمار می رود.

1-1-       نسبت جاری

نسبت جاری عبارتست از خارج قسمت داراییهای جاری به بدهیهای جاری و نشان دهنده توانایی

 

شرکت در بازپرداخت بدهیهای جاری از محل داراییهای جاری خود می باشد.

1-2-       نسبت سریع

نسبت سریع آزمایش دقیقتری برای انعکاس نقدیندگی است. این نسبت از تقسیم نقدترین داراییهای جاری (مانند وجوه نقد، اوراق قابل داد و ستد و حسابهای دریافتنی- موجودی کالا) به بدهیهای جاری به دست می آید.

 

2-         نسبت های فعالیت

نسبت های فعالیت را نسبت های «گردش داراییها» نیز می نامند چرا که نشان دهنده سنجه ای جهت نحوه بکارگیری داراییها در ایجاد درآمد و سود برای شرکت است.

3-        نسبت های حساب های دریافتنی

نسبت های حسابهای دریافتنی شامل نسبت به گردش حسابهای دریافتنی و دوره وصول مطالبات است.

4-        نسبت های موجودی کالا

در این مورد دو نسبت معروف عبارتند از نسبت گردش موجودی ها و میانگین سنی موجودی ها.

5-        نسبت گردش کل دارایی ها

«نسبت گردش کل داراییها» از تقسیم فروش خالص شرکت به میانگین کل داراییهای آن به دست می آید. این نسبت نشان دهنده این است که به ازاء هر ریال دارایی سرمایه گذاری شده در شرکت، چند ریال فروش انجام شده است و معرف نحوه مدیریت شرکت بر داراییهاست.

 

 

6-        نسبت های اهرمی

طلبکارانی که وامهای بلند مدت به شرکت داده اند، به نقدینگی شرکت در بلند مدت توجه دارند و این به معنی توانایی شرکت در باز پرداخت بدهیهای بلند مدت آن در سررسید می باشد.

7-        نسبت پوشش هزینه بهره

این نسبت نشان دهنده تعداد دفعاتی است که سود قبل از مالیات، هزینه بهره را پوشش می دهد و از طریق تقسیم سود قبل از بهره و مالیات به هزینه بهره محاسبه می شود.

نسبت فوق در سال 2x13، 11 بار بوده است. کاهش این نسبت به سال 3x13 شاخص نامطلوبی است چرا که سود کمتری جهت پاسخگویی به هزینه بهره در اختیار می باشد.

8-        نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام

این نسبت سنجه مهمی جهت انعکاس قدرت بازپرداخت بدهیهاست. چرا که حجم بالای بدهیها در  ساختار سرمایه شرکت، پرداخت بهره و اصل بدهیها را در سررسید مشکل خواهد ساخت.

9-          نسبت های سود آوری

یکی از شاخصهای مهم سلامت مالی شرکت، توانایی آن در تحصیل سودی قابل قبول و بازده ای مناسب روی سرمایه گذاریهای انجام شده در شرکت است.

10-      نسبت حاشیه سود

نسبت سود خالص به فروش خالص را «نسبت به حاشیه سود» می نامند. این نسبت معرف سود حاصل

 

 

 

 

از درآمدها و در عین حال، یکی از مهمترین سنجه های ارزیابی عملکرد شرکت است.

11-        نسبت در آمد هر سهم (EPS)

نسبت در آمد هر سهم نشان دهنده در آمد (سودی) است که به هر سهم عادی شرکت تعلق گرفته است.

12-       نسبت قیمت بازار در آمد هر سهم (P/E)

برخی از نسبتها، رابطه شرکت را با سهامدارانش مورد ارزیابی قرار می دهند. نسبت بسیار معروفی که اغلب به عنوان نسبت P/E نامیده می شود، یکی از این نوع نسبتهاست که از طریق تقسیم قیمت بازار هر سهم به درآمد هر سهم محاسبه می شود.

13-      نسبت های پرداخت سود سهام

باید اذعان داشت که بسیاری از سهامداران، در درجه نخست، به دریافت سود از شرکت علاقمندند. نسبت «عایدی هر سهم» عبارتست از خارج قسمت سود سهام پرداختی هر سم به قیمت بازار آن.

14-     ارزش دفتری هر سهم

ارزش دفتر هر سهم عباتست از داراییهای خالص متعلق به سهامداران تقسیم بر تعداد سهام عادی شرکت.

استفاده از فرمول دوپون در تجزیه و تحلیل بازده سرمایه گذاری

با استفاده از فرمولی در فرمول دوپون (Du Pont) معروف است، می توان نسبت به بازده سرمایه گذاری (ROI) را از حاصلضرب حاشیه سود در نسبت گردش کل داراییها به دست آورد:

 


 

سود خالص

=

فروش

×

سود خالص

میانگین کل داراییها

میانگین کل داراییها

فروش

نسبت بازده سرمایه گذاری= نسبت گردش داراییها× حاشیه سود خالص

 


این فرمول نشان می دهد که جهت به دست آوردن بازده مشخصی روی سرمایه گذاری انجام شده در شرکت، ترکیب متعددی از حاشیه سود و گردش داراییها را می توان انتخاب کرد.                                             منبع : حسابداری مدیریت/ شیم - سیگل؛ترجمه پرویز بختیاری.-تهران:سازمان مدیریت صنعتی،1383.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهبود ملکی  | 

نسبت های نقدینگی :

حاشیه ایمنی اعتباردهندگان / سرمایه در گردش = بدهیهای جاری – داراییهای جاری
توانایی پرداخت بدهیهای جاری از محل داراییهای جاری/ نسبت جاری = بدهیهای جاری ÷ داراییهای جاری
توانایی دقیقتر برای پوشش بدهیهای جاری/ نسبت آنی (سریع) = بدهیهای جاری ÷ ( (پ.پ + موجودی کالا) - داراییهای جاری

نسبتهای فعالیت :

نشان دهنده سرعت وصول مطالبات/ نسبت حسابهای دریافتنی = متوسط حسابهای دریافتنی ÷ ب.ت.ک.ف
متوسط حسابهای دریافتنی = 2 ÷ (حسابهای دریافتنی پایان دوره + حسابهای دریافتنی اول دوره (متوسط دوره وصول طلب = نسبت حسابهای دریافتنی ÷ 365 نشان دهنده سرعت گردش کالا/ نسبت گردش کالا = = متوسط موجودی کالا ÷ ب.ت.ک.ف متوسط موجودی کالا = 2 ÷ )موجودی کالا پایان دوره + موجودی کالا اول دوره ( نسبت دوره گردش کالا = نسبت گردش کالا ÷ 365
توانایی به کارگیری موثرداراییها/ گردش مجموع داراییها = متوسط مجموع داراییها ÷ فروش خالص

نسبتهای اهرمی :

نشان دهنده داراییهایی است که از طریق بدهیها تأ مین شدند/ نسبت بدهی = مجموع داراییها ÷ مجموع بدهیها
توانایی پرداخت بدهیها/ نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام / نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام = مجموع بدهیها ÷ مجموع حقوق صاحبان سهام
تحمل شرکت در کاهش سود / پوشش هزینه بهره = هزینه بهره ÷ سود قبل از بهره و مالیات

نسبتهای سود آوری :

درصد هرریال فروش را نشان می دهد که پس از کسر ب.ت.ک.ف باقی می ماند/ نسبت سود نا خالص = فروش خالص ÷ سود نا خالص
سودآوری درآمدها را نشان می دهد/ نسبت سود خالص = فروش خالص ÷ سود خالص
(r.o.i) بازده سرمایه گذاریهابرای اندازه گیری عملکرد شرکت می باشند، 2 نسبت :میزان کارایی مدیریت در بکارگیری منابع موجود در جهت کسب سود/ بازده مجموع داراییها r.o.a = متوسط مجموع داراییها ÷ سود خالص بازده سرمایه گذاری صاحبان سهام را نشان می دهد/ بازده حقوق صاحبان سهام e.o. R = (حقوق صاحبان سهام ÷ مجموع داراییها ) × بازده مجموع داراییها

نسبتهای ارزش بازار :

عملکرد شرکت / سود هر سهم (eps) = تعداد سهام منتشره ÷ سود خالص
ارزیابی شرکت/ نسبت قیمت به سود (p/e) = سود هر سهم ÷ قیمت روز هر سهم
نسبت ارزش دفتری هر سهم = تعداد سهام منتشره ÷ مجموع حقوق صاحبان سهام
دریافت سود سهام را نشان می دهند :
بازده سود سهام = قیمت بازار هر سهم ÷ سود سهام پرداختی به هر سهم
نسبت پرداختی سود هر سهم = سود هر سهم ÷ سود سهام پرداختی به هر سهم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهبود ملکی  | 

فصل 6

صورت هاي مالي:

صورت هاي مالي خلاصه ي عمليات تامين مالي و فعاليت هاي سرمايه گذاري در موسسه (شركت) است. صورت هاي مالي بايد اطلاعات مفيد هم براي سرمايه گذاران و هم براي اعتباردهندگان در تصميم گيري به اعتبار دادن و سرمايه گذاري و تصميم هاي ديگر تهيه كنند.

اين مزيت يعني اينكه سرمايه گذاران و اعتباردهندگان مي توانند از صورت هاي مالي براي پيش بيني، مقايسه و ارزيابي مبلغ يا زمان، عدم قطعي نبودن جريان هاي نقدي بالقوه (احتمالي) استفاده كنند. به عبارت ديگر صورت هاي مالي تهيه مي كنند. اطلاعات موردنياز براي ارزيابي درآمدهاي آينده يك شركت و بنابراين جريان هاي نقدي موردانتظار كه از آن درآمدها حاصل مي شوند در اين درس 4 صورت مالي اصلي را تشريح مي كنيم: 1- ترازنامه 2- صورت سود و زيان 3- صورت جريان نقدي 4- صورت صاحبان سهام.

 تحليل صورت هاي مالي در بخش 6 اين كتاب ارائه مي شود.

اصول و مفروضات حسابداري:

اطلاعات حسابداري در صورت هاي مالي توسط مديريت يك شركت مطابق يك دسته استانداردها كه منشعب مي شود از اصول پذيرفته شده حسابداري (GAAP) تهيه مي شود.

صورت هاي مالي يك شركت كه به صورت سهامي عام است بايد زيرنظر قانون حداقل به طور ساليانه توسط حسابداران آزاد (حسابداراني كه در استخدام شركت نمي باشند) حسابرسي شود. در اين حسابرسي حسابداران بررسي مي كنند صورت هاي مالي و اطلاعات از آن صورت ها كه آماده شده و گواهي شده اند. براساس GAAP وجود دارد افشاء كافي براي هر تغيير در اصول حسابداري الزامي است. صورت هاي مالي با استفاده از چند مفروضات كه اثر مي گذارد كه چه طور ما استفاده كنيم و تفسير كنيم اطلاعات مالي را تهيه مي شود. معاملات در قيمت تمام شده ثبت مي شوند بنابراين ارزش ها نشان داده شده در صورت ها بر اساس قيمت هاي جايگزيني و قيمت هاي بازار نمي باشد. ولي اثر بيشتري بر هزينه هاي اصلي (تعديلات براي استهلاك در موارد دارايي هاي استهلاك پذير) مي گذارد.

واحد اندازه گيري دلار مي باشد: اين به نظر منطقي مي رسد تاثيرات تورم، تركيب شده با عمليات ثبت ارزش ها در بهاي تمام شده تاريخي كه ممكن است باعث مشكلاتي بشود در استفاده و تفسير اين ارزش ها.

صورت ها براي دوره هاي زماني از پيش تعيين شده ثبت مي شود. عموماً صورت هاي مالي براي پوشش يك سال يا قسمتي از سال به صورت سود و زيان و صورت جريان نقد براي دوره ي مالي و ترازنامه و صورت صاحبان سرمايه براي پايان سال ويژه مالي تهيه مي شود ولي به خاطر اين آخر سال مالي معمولاً انتخاب مي شود كه منطبق باشد با نقطه ي قانوني سيكل عمليات شركت. ترازنامه ساليانه و صورت صاحبان سرمايه ممكن است براي يكسال نشان دهد.

 

صورت هاي مالي با استفاده از سيستم حسابداري تعهدي و اصل تطابق تهيه مي شود:

بيشتر فعاليت هاي تجاري استفاده مي كنند از حسابداري تعهدي تا اينكه سود و درآمد تطابق يابد با زمان تااينكه درآمدها زماني ثبت شود كه كسب شده و هزينه ها زماني گزارش شود كه متحمل شده (به وقوع پيوسته) براي توليد درآمد.  نتيجه ي استفاده از حسابداري تعهدي سودي را كه گزارش مي شود لزوماً منطبق با جريان نقد نمي باشد چون تحليلگر مالي، جريان هاي نقدي را مورد تحليل فوق العاده قرار مي دهد. هركس معمولا بايد بفهمد رابطه بين سود گزارش شده و جريانات نقد شركت را.

يك فرض ديگر فرض تداوم فعاليت مي باشد: اين فرض كه يك واحد تجاري مشخصاً ادامه مي يابد، استفاده از بهاي تمام شده تاريخي را به جاي ارزش جاري بازار تصريح مي كند. چون اين دارايي ها انتظار مي رود بيشتر استفاده شوند به جاي اينكه فروخته شوند. افشاء كامل تهيه ي اطلاعاتي غير از صورت هاي مالي را ملزم مي كند.

 الزام به افشاء كامل يعني اينكه اضافه بر ارقام و آيتم هاي حسابداري مانند درآمد، هزينه و دارايي. بحث و افشاء عددي اضافي بايد در نوشته هاي همراه صورت هاي مالي تهيه شود. يك تحليل صورت هاي مالي بنابراين بدون اين اطلاعات اضافي كامل نمي باشد.

صورت هاي مالي بايد با فرض محافظه كاري تهيه شود. در آن مواردي كه از يك رويداد، متغيرها بيش از يكي ممكن است صورت هاي مالي آماده مي شود براساس آن روشي كه محافظه كاري و احتياط بيشتري دارد. صورت هاي مالي و گزارش حسابرسي منتشر مي شود در گزارشات سالانه يا سه ماهه و ارسال مي شود به سهامداران و 10Q،10Kبراي بايگاني SEC. همچنين در اين گزارشات در ساير موارد توضيحات و تحليل مديريت و تهيه كردن خلاصه اي از رويدادهاي شركت را نيز شامل مي شود. گزارشات سالانه شامل جزئيات مالي بيشتري نسبت به گزارشات سه ماهه مي باشد.

ترازنامه:

ترازنامه خلاصه اي از دارايي ها، بدهي ها و حقوق صاحبان سهام يك موسسه (شركت) در يك نقطه زماني خاص- (معمولاً پايان سال مالي شركت) مي باشد. (نگاه كنيد به  جدول 1-6)

ترازنامه اغلب تحت عنوان صورت شرايط مالي يا صورت وضعيت مالي ناميده مي شود. ارزش هاي ارائه شده (نشان داده شده) براي حسابهاي مختلف در ترازنامه به طور كامل براي انعكاس ارزش هاي جاري بازار نيستند بلكه بهاي تمام شده تاريخي را منعكس مي كنند.

دارائيها:

منابع موسسه تجاري هستند به عنوان نمونه ماشين آلات و تجهيزات كه براي كسب منافع آتي استفاده مي شوند. اگر شركتي ماشين آلات و تجهيزاتي كه مي خواهد براي  توليد كالاهايي براي فروش در آينده استفاده شود داشته باشد، شركت مي تواند انتظار داشته باشد كه اين دارائيها (ماشين آلات و تجهيزات) جريان هاي نقدي و سودي در آينده به وجود آورد.

بدهيها:

تعهدات موسسه تجاري هستند. آنها تعهداتي براي بستانكاران در شكل جريان هاي نقدي خروجي آتي نمايش مي دهند (بيان مي كنند). هنگامي كه شركتي قرض مي گيرد مثلا به وسيله انتشار كردن (صادر كردن) اوراق قرضه بلندمدت، آن متعهد مي شود تا بهره و اصل اين اوراق قرضه را به همان اندازه كه قول داده است پرداخت كند.

حقوق صاحبان سهام:

اغلب حقوق صاحبان سهام ياحقوق سهامداران ناميده مي شود و ماليكت را منعكس مي كند. حقوق صاحبان سهام يك شركت قسمتي از آن ارزشهايي را كه بستانكاران مالك نيستند را نشان مي دهد و بنابراين براي مالكان باقيمانده است. در اغلب اصطلاحات بنياني حسابداري، حقوق صاحبان سهام تقاوت ميان چيزي كه شركت مالك آن هست – دارائيها- و آن چيزي كه بستانكاران مالك آن هستند- بدهيها – مي باشد.

ترازنامه براي شركت Fictitious ، نمايه 1-6 نشان داده شده است، يك نمونه ارائه مي كند. در پايان سال مالي (حسابداري) 1999 شركت 11  ميليون دلار دارايي دارد كه با 5 ميليون دلار در بدهيها و 6 ميليون دلار در حقوق صاحبان سهام تامين مالي شده است.

دارائيها: 

در اينجا دو طبقه اصلي دارائيها مي باشند:

دارايي هاي جاري و دارائي هاي غيرجاري، كه دارائيهاي غيرجاري شامل ماشين آلات، دارائيهاي نامشهود و سرمايه گذاري ها مي باشند. دارائيهايي كه به طور مرتب و مناسب در اين طبقات جاي نمي گيرند ممكن است تحت عنوان ساير داراييها، هزينه هاي انتقالي يا ساير دارائيهاي غيرجاري ثبت شوند.

دارائيهاي جاري:

دارائيهاي جاري (اغلب تحت عناوين سرمايه در گردش و دارائيهاي درگردش نسبت داده مي شوند.) دارائيهايي كه مي توانند به طور معقول (معقولانه) به وجه نقد در طول يك چرخه عملياتي يا يكسال هركدام كه طولاني تر به نظر مي رسند تبديل شوند مي باشند. چرخه عملياتي موقعي كه شركت وجه نقد سرمايه گذاري مي كند در مواد خام استفاده شده براي توليد كالاها يا خدمات شروع مي شود و با جمع آوري وجه نقد به وسيله فروش همان كالاها يا خدمات پايان مي يابد.

براي مثال اگر Fictitious توليد كند و بفروشد محصولات آب نبات را، چرخه عملياتي آن هنگامي كه مواد خام را براي توليد (به طور نمونه) مي خرد شروع مي شود و موقعي كه آن وجه نقد را در مقابل فروش آب نبات به خرده فروشان دريافت مي نمايد پايان مي يابد. به خاطر اينكه چرخه عملياتي بيشتر موسسات كمتر از يكسال مي باشد ما تمايل داريم تادارائي هاي جاري را به عنوان آن دارائيهايي كه مي توانند در يك سال به وجه نقد تبديل شوند گمان كنيم (درنظر بگيريم).

دارائيهاي جاري عبارتست از وجه نقد، اوراق بهادار قابل فروش، حسابهاي دريافتني و موجودي ها. وجه نقد شامل پول رايج- اسكناس و سكه- و دارائيهايي كه فوراً قابل تبديل به وجه نقد هستند به عنوان نمونه سپرده ها در حساب هاي بانكي مي باشد. اوراق بهدار قابل فروش اوراق بهاداري كه مي توانند به سهولت موقعي كه وجه نقد نياز است فروخته شوند مي باشد. هر شركتي نياز دارد تا يك مبلغ معيني وجه نقد براي برآورده كردن نيازهاي فوري داشته باشد.

حسابهاي دريافتني:

مبالغ باقيمانده (موجود) از مشترياني كه كالاها يا خدمات موسسه را خريداري كرده اند ولي هنوز براي آنها وجهي پرداخت نكرده اند مي باشند.

براي فروش هاي نسيه، بسياري از شركت ها به مشتريانشان اجازه مي دهند تا «الان بخرند وبعداً پرداخت كنند.» شايد در پايان ماه يا با فاصله 30 روز از فروش. حسابهاي دريافتني بنابراين پولي راكه شركتها انتظار دارند در آينده جمع آوري كنند (وصول كنند) را نشان مي دهند اما همه حسابها گاهاً وصول نمي شوند و مبلغ خالص حسابهاي دريافتني با تخميني از حساب هاي غيرقابل وصول تعديل مي شوند، ذخيره حسابهاي مطالبات مشكوك الوصول و در نتيجه حساب هاي دريافتني خالص به دست مي آيد.

موجودي كالا:

 موجودي كالا نشان دهنده ي ارزش مالي مواد خام، درجريان ساخت وكالاي ساخته شده ولي فروخته نشده مي باشد. يك شركت سازنده ي اسباب بازي، پلاستيك و استيل مواد اوليه خام آن است كالاي در جريان ساخت شامل قسمتي از اسباب بازي ساخته شده وكالاي ساخته شده شامل كالاهايي كه بسته بندي شده و آماده براي فروش است مي باشد.  

سه روش اساسي براي حسابداري موجودي كالاوجود دارد:

FiFO: (اولين وارده، اولين خارجه): كه فرض مي شود اوليه اقلامي كه خريد مي شود اولين اقلامي است كه فروش مي شود.

LiFO: (آخرين وارده، اولين خارجه): كه فرض مي شود آخرين اقلام خريداري شده اولين اقلامي است كه فروش مي شود.

ميانگين: كه فرض مي شود بهاي تمام شده كالاي فروش رفته ميانگين بهاي تمام شده كل اقلام خريداري شده است.

انتخاب روش حسابداري موجودي كالا مشخص است كه اثر مي گذارد بر روي ارزش هاي ثبت شده در هر دو صورت ترازنامه و صورت سود و زيان همانطور كه در ماليات پرداختني وجوه نقد مي آيد.

يك حساب دارايي جاري ديگر كه يك شركت ممكن است داشته باشد پيش پرداخت هزينه مي باشد. پيش پرداخت هزينه مبالغي است كه پرداخت شده است ولي هنوز مصرف نشده است.

يك مثال عادي- يك شركت است كه پول براي بيمه براي طول يك دوره زماني (شايد يك سال) مي پردازد ولي براي هر قسمت (شايد 3 ماهه) بيمه پوشش داده مي شود(منقضي مي شود) براي سال مالي جاري: باقي مانده بيمه كه پيش پرداخت شده است در آخر سال به عنوان يك دارايي در نظر گرفته مي شود. پيش پرداخت هزينه ها ممكن است به عنوان قسمتي از بدهي هاي سال جاري آورده شود.

سرمايه گذاري در شركت ها و در دارايي هاي جاري بسته به بزرگي قسمت در صنعت، در جايي كه آنها توليد مي كنند دارد.

توجه كنيد: تقسيم بندي دارايي جاري را با سه عنوان دارايي براي گزارش سال 2001 در مثال 2-6 مانند

Wal - Mart كه نسبتاً سرمايه گذاري بزرگي در موجودي كالا دارد كه كارخانه ي توليدي است مانند توليدات مصرفي  Porterكه يك سرمايه گذاري اساسي و معتبر در حسابهاي دريافتني و موجودي كالا دارد. شركت هايي كه بخش بزرگي از توليد درآمد آن ناشي از حق كپي و اختراع و دارايي هاي نامشهود است سرمايه گذاري نسبتاً بزرگي در حسابهاي دريافتني دارند همانگونه كه ما در شركت Walt مي بينيم.

دارايي هاي غيرجاري:

دارايي هاي غيرجاري دارايي هايي هستند كه جاري نمي باشند و انتظار نمي رود در چرخه ي توليد به وجه نقد تبديل شود. دارايي هاي غيرجاري شامل دارايي هاي فيزيكي مانند زمين، تجهيزات و دارايي هاي غيرفيزيكي مانند دارايي هاي نامشهود است.

دارايي هاي ثابت (دارايي كارخانه) را دارايي فيزيكي گويند. مانند تجهيزات، ماشين آلات و ساختمان كه در عمليات تجاري استفاده مي شود.

يك سرمايه گذاري جاري در دارايي ثابت را با استفاده از 3 ارزش توضيح مي دهيم:

1- ارزش ناخالص دارايي ها 2- استهلاك انباشته و 3- خالص ارزش دارايي ثابت.

دارايي ثابت و تجهيزات به صورت ناخالص، جمع هاي اصلي همه تجهيزات و ساختمان و ماشين آلات كارخانه كه استفاده مي شود براي توليد كالاها و خدمات كارخانه مي باشد.

استهلاك: همانطور كه شما در درس بعد خواهيد ديد مسئول احتساب حسابها به طول عمرمفيد آن است. اين به معني تخصيص بهاي تمام شده دارايي به عمر مفيد آن است.

استهلاك انباشته جمع همه ي استهلاك هاي محاسبه شده براي همه دارايي هاي شركت است. خالص دارايي هاي ثابت وتجهيزات حاصل تفاوت دارايي ثابت وتجهيزات به كسر استهلاك انباشته است.

خالص ارزش دارايي ثابت و تجهيزات از اين لحاظ بهاي تمام شده ي تاريخي منهاي هر استهلاك است كه ارزش دفتري مي شود و بنابراين ارزش دفتري دارايي ناميده مي شود.

دارايي هاي نامشهود: ارزش هاي جاري براي دارايي هاي غيرفيزيكي هستند كه نشان دهنده ي سرمايه گذاري بلندمدت درشركت مي باشد. دارايي نامشهود شامل: حق اختراع، حق نشر و سرقفلي است. بهاي تمام شده بعضي از دارائي هاي نامشهود در طول عمر مفيد دارايي مستهلك مي شوند.

Amortization استهلاك دارايي نامشهود مانند استهلاك دارايي ثابت است. بهاي تمام شده دارايي تخصيص مي يابد به عمر مفيد آن، ارزش گزارش شده بهاي اصلي دارايي منهاي آنچه مستهلك شده است مي باشد.

تعداد سالهايي كه يك دارايي نامشهود مستهلك شود به خصوصيت دارايي و مشاهده عمر مفيد آن بستگي دارد. براي مثال يك حق اختراع، يك حق انحصاري است براي توليد و فروش يك كالاي منحصربه فرد وبه صورت منطقي و قانوني 17 سال در طول عمر مفيد حق اختراع احتساب مي شود. دوره ي زماني كه شركت استفاده مي كند از ارزش آن ممكن است كمتر از 17 سال باشد بنابراين شركت ممكن است مستهلك كند حق اختراع را به كمتر از 17 سال. به عنوان يك مثال ديگرحق كپي رايت است كه يك حق انحصاري براي انتشار و فروش آثار هنري، آثار ادبي و فرض مي شود 50 سال بيش از عمر نويسنده و ايجاد كننده ي آن، بنابراين عمر مفيد آن مادامي است كه از آن درآمد توليد گردد كه ممكن است كمتر از 50 سال شود.

آنچه بيشتر مورد بحث و انتقاد قرار مي گيرد استهلاك براي سرقفلي است. سرقفلي هنگامي كه شركت مي خريد يك شركت ديگر را به يك قيمتي بيش از ارزش متعارف بازار دارايي هاي آن شركت ايجاد مي شود.

يك شركت ممكن است دارايي هاي نامشهود ديگري هم داشته باشد كه به شرايط خاص آن شركت بستگي دارد. يك شركت ممكن است يك دارايي نامشهود داشته باشد كه برمي گردد به سرمايه گذاري ها، كه آن دارايي هايي است كه خريداري مي شود با قصد نگهداري آن ها براي مدت طولاني و توليد درآمدنمي كند و براي توليد كالاها استفاده نمي شود. يك مثال از اين سرمايه گذاري ها شامل اوراق بهادار يك شركت ديگر و دارايي هاي واقعي كه براي اهداف ويژه نگهداري مي شود. يكي ديگر از دارايي هاي نامشهود شامل پيش پرداخت هزينه ها به صورت بلندمدت است كه افزايش مي يابد از پيش پرداخت براي آنچه موجب دريافت يك سود مي شود در طول دوره ي زماني وماليات انتقالي دارايي.

بدهي ها:

بدهيها (تعهدات شركت به بستانكارانش) از بدهي هاي جاري، بدهي هاي بلندمدت و ماليات انتقالي ايجاد شده است.

بدهي هاي جاري:

بدهي هاي جاري تعهداتي هستند كه بايد در طول يك چرخه عملياتي يا يكسال هركدام كه طولاني تر است پرداخت شوند. بدهي هاي جاري شامل: حسابهاي پرداختني كه تعهداتي هستند براي پرداخت به عرضه كنندگان. آنها از كالاها و خدماتي كه خريداري شده اند ولي هنوز پرداخت نگرديده اند افزايش مي يابند. هزينه هاي تعهدشده تعهداتي از قبيل حقوق و دستمزد پرداختني به كاركنان شركت، اجاره و بيمه مي باشند.

بخش جاري بدهي هاي بلندمدت يا بخش جاري اجاره هاي سرمايه اي:  قسمتي از بدهي بلندمدت بيش از يك سال كه در همين سال تعهد شده وامهاي كوتاه مدت از بانك يا اسناد پرداختني در خلال يكسال: بدهي هاي كوتاه مدت و نوع بدهي هاي جاري، به بخش، در صنعتي كه موسسه فعاليت مي كند وابسته است. ملاحظه كنيد قسمتي از بدهي هاي جاري براي سه شركت براي گزارش سال 2001 در نمايه 3-6. اين سه شركت كمي با هم تفاوت دارند در استفاده شان از انواع مختلف بدهي هاي جاري و به طور يكه Wal-Mart بيشتر به حساب هاي پرداختني متكي است (از قبيل بستانكار تجاري) و Disney حسابهاي پرداختني كمتري استفاده مي كند.

نمايه 3-6 بدهي هاي جاري براي فروشگاه هاي Wal-Mart ، gamble  & Procterg و شركت Walt-Disney

شركت Walt- Disney

gamble  & Procterg

فروشگاه هاي wal-mart

 

بدهي هاي جاري

درصد از كل

به ميليون

درصد ازكل

به ميليون

درصدازكل

به ميليون

 

% 74

 

3/13

 

7/12

 

$ 603,4

 

829

 

787

 

%3/77

 

7/22

 

0

 

613,7

 

233,2

 

0

 

%5/88

 

5/11

 

0

 

$134,24

 

148,3

 

0

 

حسابهاي پرداختني

 

بدهي هاي كوتاه مدت و بلند مدت جاري

 

ساير بدهي هاي جاري

%100

219,6

%100

846,9

%100

$282,27

جمع

 

بدهي هاي بلندمدت:

بدهي هاي بلندمدت تعهداتي است كه بايد پرداخت شود در بيش از يكسال. آنها شامل اسناد، اوراق بهادار، تعهدات اجاره سرمايه اي و ذخيره ي سنوات مي باشد. اسناد و اوراق بهادار هر دو نشان دهنده ي بدهي قرض گرفته شده و تعهد پرداخت بهره و اصل وام به صورت دوره اي مي باشند.

يك اجاره تعهد مي كند كه اجاره كننده واستفاده كننده از دارايي اجاره اي كه نرخ ويژه اي براي دوره زماني مشخص پرداخت كند. اينكه تعهد اجاره به عنوان يك بدهي ثبت شود يا يك هزينه بستگي دارد به اينكه اجاره از نوع اجاره اي عملياتي باشد يا اجاره اي سرمايه اي. طريقه ي عمل و تقسيم بندي اجاره ها به سرمايه اي و عملياتي در فصل 27 بررسي مي شود.

حقوق بازنشستگي يك شركت و تعهد پرداخت حق بازنشستگي (ذخيره سنوات خدمت كاركنان) يك بدهي بلندمدت است. حق بازنشستگي تعهداتي توسط يك شركت براي پرداخت ذخيره سود ويژه اي است. ذخيره سنوات خدمت همچنين شامل ذخيره هاي ديگر مانند ذخيره بيمه ي عمر نيز مي شود. به طور اساسي اگر ارزش متعارف دارايي  از سود تعهد شده و برآورد شده بيشتر باشد تفاوت آنها به عنوان يك دارايي بلندمدت ثبت مي شود: در يك رفتار و عمل مشابه ممكن است يك شركت يك دارايي سنوات خدمت يا بدهي سنوات خدمت داشته باشد.

ماليات انتقالي:

 يكي ديگر از مواردي كه در تحليل حساب هاي بدهي بلندمدت موردتوجه است ماليات انتقالي است. ماليات انتقالي ماليات هايي است كه بايد پرداخت شود به دولت فدرال براساس سود حسابداري ولي نه در طول يك سال. ماليات انتقالي حاصل مي شود هنگامي كه روش هاي مختلف حسابداري براي صورت هاي مالي و اهداف مالياتي استفاده مي شود. اين اختلافات موقتي است و نتيجه ي اختلاف زماني شناسايي درآمد يا هزينه براي گزارش صورت هاي مالي و اهداف مالياتي هستند. بدهي ماليات انتقالي زياد مي شود هنگامي كه بدهي ماليات واقعي كمتر از بدهي مالياتي نشان داده مي شود. براي اهداف گزارشات مالي (بدين معني كه شركت پرداخت خواهد كرد اين تفاوت را در آينده) ماليات انتقالي دارايي ها كه زودتر توجه مي شود زياد مي شود هنگامي كه بدهي واقعي ماليات بزرگتر از بدهي مالياتي براي اهداف گزارش گيري نشان داده شود.

خالص ارزش دارايي (ارزش ويژه): خالص ارزش دارايي (ارزش ويژه) بهره ي مالكان است در شركت. براي يك شركت سهامي مالكيت توسط سهام عادي و سهام ممتاز نشان داده مي شود خالص ارزش دارايي سهامداران برمي گردد به ارزش دفتري خالص دارايي ها چون اين ارزش دارايي است كه در دفاترحسابداري ثبت شده است. ارزش بهره ي مالكان سهام ممتاز در صورت هاي مالي به ارزش اسمي آن نشان داده مي شود كه ارزش دلار سود تقسيم شده به سهام را هم شامل مي شود. براي مثال اگر شما مالك يك سهام ممتاز باشيد به ارزش اسمي 100 دلار ونرخ سود %9 شما دريافت مي كنيد 9 دلار در سال بابت سود علاوه بر حق مالكيت سهام شركت به ارزش 100 دلار. ارزش ويژه سهامداران ممتاز تهيه مي شود از تعداد سهام ممتاز منتشر شده و ارزش اسمي سهام ممتاز كه آن در قسمتي از ترازنامه نشان داده مي شود. تعبير ارزش ويژه دارايي متعلق است به سهامداران عادي كه از سه بخش تشكيل شده است: سهام عادي منتشره (كه ليست مي شود به ارزش اسمي يا ارزش ارائه شده)، اضافه پرداخت هاي سرمايه و سود انباشته.

ارزش اسمي سهام عادي يك محاسبه ي اختياري است كه اين ارزش ربطي به ارزش بازار سهام يا ارزش سود پرداخت شده به سهام عادي ندارد. بعضي از سهام ارزش اسمي ندارند ولي ممكن است يك ارزش اختياري يا ارزش ابزاري (اعلام شده) براي هر سهم داشته باشد.

هيچكدام از جمع ارزش اسميم يا ارزش ابزاري سهام منتشره سهام سرمايه يا سهام عادي نمي شود بنابراين براي رسيدن به ارزش ويژه واقعي يك ثبت كه اضافه پرداخت سرمايه خوانده مي شود اضافه مي شود، كه آن مبلغي است كه دريافت شده توسط شركت سهامي براي سهام عادي افزون به ارزش اسمي يا ارزش ابزاري.

اگر يك شركت بفروشد 000/10 سهم به ارزش اسمي 1 دلار ولي به قيمت 40 دلار حساب خالص ارزش ويژه آن به شرح زير مي شود:

سهام عادي به ارزش اسمي 1 دلار                     000/10 دلار

سرمايه ي پرداخت شده اضافي                        000/390 دلار

در مثال 1-6 سهام شركت به ارزش اسمي ثبت شده و مبلغ  اضافي به ارزش اسمي به عنوان سرمايه اضافي پرداخت شده ثبت گرديده است. بعضي از اين شركت ها اين بخش اختياري حسابها را حذف مي كنند و بجاي آن همه ي مبالغ اضافه پرداخت را به عنوان سهام عادي يا سهام سرمايه گزارش مي كنند. اگر بعضي از سهام بازخريد شود توسط شركت، مبلغ پرداخت شده براي مالكيت سهام تحت عنوان سهام خزانه ثبت مي شود. چون اين سهام در مالكيت سهامداران نمي باشد سهام خزانه از خالص ارزش ويژه سهام عادي كسر مي شود.  درواقع 4 عنوان مي توان براي سهام شركت سهامي در ترازنامه نام برد:

1- تعداد سهام مجاز وتصويب شده توسط سهامداران.

2- تعداد سهام صادره شده و فروخته شده توسط شركت كه مي تواند كمتر از سهام مجاز باشد.

3- سهام اخيراً در دست سهامداران كه مي تواند كمتر از سهام صادر شده باشد اگر شركت بعضي از سهام خود را باز خريد كرده باشد.

4- تعداد سهام خزانه كه تعداد سهامي است كه شركت خريداري نموده است، سهام در دست سهامداران درحساب سهام منعكس مي شود و براي سهام خزانه بايد تعديل شود.

به يك مثال ديگر توجه كنيد به تعداد سهام شركت Walt Disney  كه 6/3 بيليون سهام مجاز، 1/2 بيليون سهام صادره و 019/2 بيليون سهام در دست تعداد سهام واقعي منتشر شده توسط شركت Walt Diseny كمتر از سهام مجاز است. 5/1=1/2-6/3

حجم بهره و سود ارزش ويژه در يك شركت در قسمت سود انباشته است. سود انباشته سود خالص جمع شده شركت است به كسر هر سود سهام پرداختني كه پرداخت شده است در طول عمر شركت. سود انباشته فقط شامل وجه نقد نمي شود وشامل آنچه مطابق وجه نقد است مي باشد.

هر وجه نقدي كه كسب شده و به تقسيم سود سهام تعلق نگيرد دوباره سرمايه گذاري مجدد در دارايي هاي شركت براي تامين مالي حساب هاي دريافتني، موجودي كالا، تجهيزات و .... مي شود.

ارزش دفتري خالص ارزش ويژه: جمع كل سود انباشته، سهام عادي، سهام ممتاز. به هرحال بهاي تمام 2001 توجه كنيد

در بسياري از موارد ارزش بازار خالص دارايي ها اضافه تر از ارزش دفتري مي باشد. به عنوان مثال شركت كوكاكولا، جنرال الكتريك و وال مارت. البته وجود دارد مواردي كه ارزش خالص دارايي هاي آن ها به صورت منفي است (شركت آمازون) كه رابطه اي به ارزش بازار خالص دارايي آن ندارد.

و در يك مثال ديگر كه به طور غيرعادي به هم رابطه دارند مانند شركت  Spint كه ارزش بازار خالص ارزش دارايي آن با ارزش دفتري آن شركت برابر است.

 

صورت سود و زيان:

يك صورت سود و زيان خلاصه ي درآمدها وهزينه هاي يك واحدتجاري است براي يك دوره زماني كه معمولاً 1 ماهه، 3 ماهه يا يك ساله است. اين صورت به سوددهي و زيان دهي شركت برمي گردد. آن نشان مي دهد نتيجه ي عمليات و تصميم هاي مالي شركت در طول يك دوره ي زماني را . صورت سود و زيان براي شركت Fictitious در مثال 4-6 نشان داده شده است.

تصميمات عملياتي يك شركت (آنهايي كه به كار مي رود در توليد و بازاريابي) فروش ها يا درآمدها را كسب مي كند و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته را تحمل مي كند. (اغلب تحت عنوان بهاي تمام شده فروش يا بهاي تمام شده محصولات فروش رفته ناميده مي شوند).

به تقاوت بين فروش و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته سود ناخالص مي گويند. تصميمات عملياتي همچنين شامل هزينه هاي اداري وعمومي مانند: خرانشيزه تبليغات و حقوق اداري مي شود.

كسر اين هزينه ها از سود ناخالص منجر به سود عملياتي مي شود كه به آن اغلب درآمدهاي قبل از بهره و ماليات (EBIT) سود عمليات يا عايدي عملياتي نيز مي گويند.

تصميمات عملياتي شركت را از فروش به EBIT در صورت سود و يان مي رساند. مثال 4-6 نشان مي دهد كه شركت fictitious فروش 10 ميليون دلاري كسب كرده كه ايجاد كرده سود عملياتي 2 ميليون دلاري. نتايج تصميمات مالي نيز در بقيه صورت سود و زيان منعكس مي شود. هنگامي كه هزينه بهره وماليات كه هر دو متاثر از تصميمات مالي مي باشد كسر مي شود از EBIT منتج مي شود به سود خالص.

سود خالص مبالغ قابل دستيابي براي مالكان شركت مي باشد. اگر شركت سهام ممتاز داشته باشد ابتدا سود سهام ممتاز كسر مي گردد تا تبديل به سود قابل دسترسي سهام عادي شود و اگر شركتي سهام ممتاز نداشت سود خالص برابر سود قابل دسترس سهامداران عادي مي باشد.

هيئت مديره ممكن است تصميم بگيرند همه يا قسمتي از سود را تقسيم نمايند و قسمتي را براي كمك به تامين مالي كنار بگذارند.  همانطور كه در مثال 4-6 نشان داده شده است شركت Fictitious سود خالص 2/1 ميليون دلاري دارد كه 000/600 دلار به سهامداران عادي پرداخت كرده و مابقي آن تحت عنوان سود انباشته نشان داده شده است.

ثبت سود و زيان انباشته در ترازنامه حاصل جمع درآمدهاي انباشته منهاي هر تقسيم سود سهام پرداخت شده شركت است. ثبت و جايگاه سود و زيان انباشته در صورت سود و زيان مبالغ درآمد انباشته است كه پرداخت نشده در طول دوره.

همان طور كه در مثال Fictitious مي بينيد سود سال 2003 آن 000/600 دلا باقي مانده كه سود انباشته ي آن از 4/2 ميليون در سال 2002 به 3 ميليون در سال 2003 افزايش يافته است. (جدول 1-6)

شركت ها بايد گزارش كنند يك صورت سود و زيان جامع با صورت هاي مالي ادواي خود. صورت سود و زيان جامع يك مبلغ سود خالص است كه شامل مي شود همه ي درآمدها، هزينه ها EIT سودها و زيان ها ناشي از همه ي نتايج شركت (چه عملياتي چه غيرعملياتي) بايد در درآمدهاي شركت منعكس شود. اين اشاره دارد به مفهوم سود كلي.

مفهوم سود جامع (كلي) ملزم مي كند كه اين موارد مشخص شوند در صورت هاي مالي به عنوان قسمتي از صورت سود و زيان جامع. اين مهم است كه سود خالص نشان دهنده ي جريان وجوه نقد واقعي از عمليات و تامين مالي نمي باشد. به هرحال اين صورت خلاصه اي از عملكرد عملياتي است كه اندازه گيري مي شود در طول يك دوره زماني و استفاده مي كند از روش هاي ويژه حسابداري نسبت به روش هاي ويژه حسابداري سود خالص ممكن است به جريان وجوه نقد منتج شود يا نشود.

صورت جريان نقد:

 صورت جريان نقد خلاصه اي از جريانات وجه نقد است در طول دوره ي زماني، ناشي از عمليات، سرمايه گذاري و فعاليت هاي تامين مالي. صورت جريانات نقد در مثال 5-6 شركت fictitious نشان داده شده است. در صورت جريانات نقد جريان هاي نقد عملياتي، سرمايه گذاري و تامين مالي به صورت جداگانه نشان داده شده است. با تجزيه و تحليل اين جريان ها به صورت منفرد مالكان و اعتبار دهندگان كنوني و بالقوه مي توانند مطالعه و بررسي كنند جنبه هاي مختلف واحد تجاري را تحت عنوان هاي:

1- منابع تامين مالي عمليات تجاري كه آيا داخلي است يا خارجي.

2- توانايي شركت براي تاديه بدهي هاي خود

3- توانايي براي گسترش تامين مالي در طول جريان نقدي عمليات.

4- توانايي شركت براي پرداخت سود سهام به سهامداران.

5- انعطاف پذيري شركت در تامين مالي عمليات خود

يك شركت كه كسب مي كند  وجوه نقد را با فروش دارايي هاي خود (جريان وجوه نقد به دست آمده از سرمايه گذاري) يا به وسيله صدور (انتشار) اوراق بهادار بيشتر (جريان نقد به دست آمده از تامين مالي) نمي تواند ادامه يابد در يك مدت طولاني. براي ادامه ي موقعيت بايد شركت وجوه نقد خود را از عمليات خودش كسب نمايد.

صورت جريان نقد ناشي از فعاليت عملياتي:

وجوه نقد ناشي از فعاليت عملياتي پيچيده تر از آن سه قسمت ديگر مي باشد. به صورت ايده آل ما مي توانيم به دست بياوريم آن را به صورت مستقيم با جمع كردن همه ي دريافتهاي نقدي (جريان هاي ورودي) و كسر كنيم جريان هاي خروجي را براي دوره ي مالي كه آن صورت را پوشش مي دهد.

به هرحال علي رغم مفيدبودن اين روش تهيه كردن آن كار سنگين و سختي مي باشد. درعوض جريان وجوه نقد ناشي از عمليات معمولاً به صورت غيرمستقيم به دست مي آيد. 

در استفاده از روش غيرمستقيم ما شروع مي كنيم از سود خالص كه در صورت سود و زيان آمده است و آن را براي هر تغيير در دارايي جاري و بدهي هاي جاري و هر عمليات غيرنقدي تعديل مي كنيم. آنچه باقي مي ماند جريان نقدي استفاده شده براي عمليات است همان طور كه در مثال 5-6 نشان داده شده است تعديلات اساسي در سود خالص براي تغييرات در دارايي هاي جاري و بدهي جاري در مثال 6-6 خلاصه گرديده است.

سود جهت درآمدهاي غيرنقدي و هزينه هاي غيرنقدي تعديل مي شود مانند استهلاك، با اضافه كردن آنها به سود، زيرا آنها كسر گرديده است در محاسبه سود و زيان ولي نياز به پرداخت وجوهي براي آن نبوده است. ما سود خالص را براي تغييرات در دارايي و بدهي جاري تعديل مي كنيم چون اين تغييرات تفاوت بين حسابداري تعهدي و حسابداري نقدي را نشان مي دهند. براي مثال يك افزايش در حساب موجودي ها نشان دهنده ي سرمايه گذاري در وجه نقد براي فروش درآينده ي نزديك مي باشد. مثال 1-6 نشان مي دهد كه شركت Fictitious سرمايه گذاري كرده 000/800 دلار در موجودي كالا در سال 2003 (1 ميليون در سال 2002 در برابر 8/1  ميليون در سال2003) به همين دليل آن سرمايه گذاري يك عمليات جريان نقدي بوده كه بايد آن را از سود كسر كنيم. يك مثال ديگر در مثال 1-6 نشان مي دهد كه حساب هاي دريافتني مبلغ 000/2000 دلار كم شده است. اين كاهش در دارايي جاري نشان دهنده ي يك جريان نقد براي شركت است كه بازگشت وجوه سرمايه گذاري شده درحساب هاي دريافتني است. بنابراين 000/20 دلار بايد به سود خالص براي به دست آوردن جريان نقد اضافه شود.

اين تعديلات نشان داده شده است در (جريان وجوه نقد در فعاليت هاي عملياتي) در مثال 5-6 همراه با تعديلات ديگر براي فعاليت هاي عملياتي شركت Fictitious .

جريان نقد ناشي از فعاليت هاي سرمايه گذاري و تامين مالي:

محاسبه ي جريان وجوه نقد ناشي از فعاليت هاي سرمايه گذاري و تامين مالي به صورت درست و بي واسطه مي باشد. جريان وجوه نقد براي فعاليت سرمايه گذاري شامل وجوه نقدي مي شود براي سرمايه گذاري در دارايي هاي ثابت تحليل ساير شركت هاي فرعي. براي شركت Fictitious يك ميليون سرمايه گذاري شده و دارايي ثابت وتجهيزات كه نشان دهنده جريان خروجي وجوه نقد در صورت جريان نقد است.

جريان وجوه نقد ناشي از فعاليت هاي تامين مالي شامل وجوه نقدي است كه براي فروش يا بازخريد سهام عادي يا ممتاز، صدور اوراق بهادار بلندمدت و پرداخت سود سهام عادي و ممتاز دريافت يا پرداخت مي شود.

جريان هاي نقد نسبت داده شده به اين فعاليت ها در مثال 5-6 براي شركت  Fictitious  نشان داده شده است.

از نظر طراحي صورت جريان وجوه نقد، شناسايي جريان نقد براي شركت از 3 منبع جوه نقد است:

1- عملياتي         2- سرمايه گذاري       3- تامين مالي.

كه آن نتيجه مي شود از تغيير بر روي سود خالص در حساب وجه نقد دوره ي حسابداري. براي مثال براي شركت Fictitious خالص تغييرات در مانده وجه نقد در سال 1999 افزايش پبدا كرده است 000/200 دلار كه در خط اول مثال 1-6 نشان داده شده است.

مثال 5-6 نشان مي دهد به ما كه اين افزايش نتيجه ي خالص جريان وجه نقد در طول سال 1999، 8/1 ميليون براي فعاليت عملياتي منهاي 1 ميليون فعاليت سرمايه گذاري و منهاي 000/600 دلار از فعاليت تامين مالي مي باشد.

يك مثال ديگر را ملاحظه نماييد. فرض كنيد شركت Pretend نتايج مالي زير را دارد:

1- سود خالص    000/40 دلار

2- افزايش در دارايي جاري 000/5 دلار

3- افزايش در بدهي جاري          2000 دلار

4- فروش 000/10 دلار دارايي ثابت و تجهيزات

5- خريد 000/20 دلار دارايي ثابت و تجهيزات

6- استهلاك 000/12 دلار

7- بازخريد 000/20 دلار سهام عادي

8- تقسيم سود سهام 000/2 دلار

جريان وجوه نقد شركت Pretend چقدر است؟

اولين گام براي تعديل سودخالص براي تغييرات است در حسابهاي سرمايه در گردش: يك كسر كردن تعديل 000/5 براي افزايش در دارايي جاري و يك افزايش تعديلات 000/2 دلار براي افزايش در بدهي جاري است و اضافه مي شود استهلاك كه جريان نقدي ناشي از فعاليت عملياتي 000/49 دلار است جريان نقد شركت ناشي از خريد و فروش دارايي ثابت و تجهيزات است. جريان نقد براي فعاليت تامين مالي شامل مي شود باز خريد سهام عادي و پرداخت سود سهام.

صورت جريان نقدي براي شركت Disney در مثال 7-6 نشان داده شده است.

تحليلگران مالي مي توانند استفاده كنند از صورت جريان وجوه نقد تا بفهمند اطلاعات بيشتري در مورد سلامت مالي شركت. 

توجه كنيد به صورت جريان وجوه نقد در مثال 8-6 براي شركت هاي مختلف فروشگاه هاي:   Intel , Disney , Dell , WalMart كه همگي نوعي سلامت جريان نقدي را دارند و ....

صورت ارزش ويژه سهامداران:

اطلاعات اضافي در مورد ارزش ويژه را مي توان در صورت ارزش ويژه سهامداران كه مبالغ و تغييرات و ارزش ويژه را جدا مي كند پيدا كرد. اين صورت مالي يك نقطه ي اتصال بين ترازنامه و صورت سود و زيان است كه يك تحليل بيشتر و جزئي تر بر روي تغييرات در حساب حقوق صاحبان سهام افراد (شركاء) مي باشد.

همانطور كه تزارنامه اطلاعات بر روي تعداد سهام در دست سهامداران در يك مقطع زماني خاص تهيه مي كند، صورت ارزش ويژه سهامداران نيز اطلاعات جزئي تر براي تغييراتي كه شامل سهام صادره شده براي ايفاكردن ومشخص كردن عمليات سهام و سهام بازخريد شده تهيه مي كند.

اين صورت مي تواند براي وفق دادن سهام خزانه اگر به صورت منطقي مناسب باشد استفاده شود. اين صورت براي شركت Fictitious در نمودار 9-6 نشان داده شده است. صورت ارزش ويژه سهامداران مي تواند تهيه كند يك توانايي تاريخي نه فقط يك انعكاس رويدادها ولي همچنين يك مجراي فرعي به صورت سود و زيان مي باشد.

 

يادداشت هاي همراه صورت هاي مالي:

صورت هاي مالي يك شركت معمولا شامل اطلاعاتي است فراسوي ترازنامه، صورت سود و زيان، جريان وجوه نقد و خالص ارزش ويژه.

اين اطلاعات اضافي در يادداشت هاي صورت مالي نشان داده شده است. اولين يادداشت خلاصه مي كند خط مشي شركت را كه شامل روش هاي حسابداري موجودي كالا، روش استهلاك، ترجمه ي دقيق متون خارجي. بسته به شرايط محيطي شركت و ماهيت واحد تجاري ممكن است يادداشت هاي اضافي تهيه شود. براي مثال اطلاعات ذخاير ترازنامه، اطلاعات بر روي تركيب، استهلاك و تحليل، انواع دارايي هاي اجاره اي و اطلاعات روي نقاط مخاطره آميز.

خلاصه:

● گزارش سالانه ي يك شركت اطلاعات مالي در شكل صورت مالي و يادداشت ها، مباحث مديريت و نظريات حسابرس تهيه مي كند.

● صورت هاي مالي (ترازنامه، صورت سود و زيان، جريان وجوه نقد، خالص ارزش ويژه سهامداران) ، همراه يادداشت هاي شركت (اطلاعات موردنياز براي دارايي ها، عملكرد عمليات و شرايط مالي) شركت تهيه مي كند. در استفاده از اين اطلاعات تحليلگران مي توانند بيشتر وضعيت شركت را به ما بگويند كه آينده شركت به كجا مي رود.

● ترازنامه تهيه مي كند اطلاعاتي در مورد ارزش حسابها در يك نقطه زماني، عموماً در پايان سال مالي يا پايان سه ماهه مالي.

● صورت سود و زيان اطلاعاتي را در مورد عمليات شركت در طول يك دوره تهيه مي كند (براي يك سال يا دوره ي سه ماهه)

● صورت جريان وجوه نقد اطلاعاتي در وجود نقد و منابع آن ها در طول يك دوره ي مالي تهيه مي كند.

● صورت خالص ارزش ويژه سهامداران تغييرات جزئي و دقيق تر را در حساب ارزش ويژه در طول يك دوره زماني تهيه مي كند.

● يادداشت هاي صورت مالي اطلاعات بيشتر و جزئي تر را در مورد بسياري از حساب ها تهيه مي كند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهبود ملکی  | 

 



عنوان: استهلاک در مورد دارایی های ثابت نامشهود (حق الامتیازها)

با سلام
میخواستم بدونم که آیا در مورد دارایی های ثابت نامشهود مثل حق الامتیاز خط تلفن استهلاک معنا دارد یا خیر اگر اشتباها استهلاکی در نظر گرفته شود چگونه باید آنرا بازپرداخت کرد؟


عنوان: پاسخ : استهلاک در مورد دارایی های ثابت نامشهود (حق الامت

با درود
شما می توانید به استاندارد شماره 17 حسابداری داراییهای نا مشهود تجدید نظر شده در سال 86 مراجعه نمایید .

داراییهای نا مشهود با عمر مفید معین مستهلک می شوند بطور مثال خرید نرم افزار که در تبصره 2 ماده 150 نیز به آن اشاره شده است .


عنوان: پاسخ : استهلاک در مورد دارایی های ثابت نامشهود (حق الامت

 

میخواستم بدونم که آیا در مورد دارایی های ثابت نامشهود مثل حق الامتیاز خط تلفن استهلاک معنا دارد یا خیر اگر اشتباها استهلاکی در نظر گرفته شود چگونه باید آنرا بازپرداخت کرد؟


سلام دوست من

توجه کنید که حق الامتیاز تلفن و آب و برق و گاز بیشتر به صورت ودیعه هستند و حق اشتراک ثابت اولیه می باشندد بنابراین نمی توانند جزء دارایی های نامشهود طبقه بندی شوند بلکه در سرفصل سایر دارایی ها قرار می گیرند و مستهلک هم نمی شوند اگر هم مستهلک شان کردید می توانید برگشت دهید و این برگشت می تواند به صورت ثبت زیر انجام گردد

دارایی        ×××
       سود و زیان انباشته        ×××

اما سایر دارایی های نا مشهود مستهلک می شوند

موفق باشید



+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهبود ملکی  | 

شرکت درفک حساب منجیل در سال ۱۳۸۷ به منظور همکاری و ارتقای علمی دانشجویان شهرستان رودبار تاسیس و هدف این شرکت آموزش حسابداری پیشرفته (اعم از سند زدن - دفتر نویسی (روزنامه و کل)-تنظیم اظهارنامه - نصب و راه اندازی سیستم های مالی و......)می باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط بهبود ملکی  |